تبلیغات
نسیم فرخی

نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان
دوستی دوش مرا با غم و درد
خبر از  سیل و خرابی  آورد
 
که:« شده فصل خزان ماتم‌خیز
آمده  سیل به شهرم یکریز1
 
با خودش وحشت و خار آورده است
بس خرابی که به بار آورده‌ست
 
در دل از سیل بسی غم دارم
بر رُخم سیلِ دمادم دارم
وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: فرخی،  شاعران ایرانی،  طنز و شوخی، 
برچسب ها: شعر، طنز،  
[ چهارشنبه 14 بهمن 1394 ] [ 02:01 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
خاطرات شاعران


موزه
عباس خوش عمل

با گروهی از اساتید و دانشجویان دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برای سفری تحقیقاتی-تفریحی به کابل پایتخت کشور دوست و برادر افغانستان رفته بودیم.بامداد جمعه ای که اغلب همراهان هنوز از خواب بیدار نشده بودند ، تک و تنها از محل اقامتمان بیرون آمدم تا در کوچه پسکوچه های محلات تاریخی کابل گردشی بکنم.سرِ یک کوچه ی قدیمی با خانه های نیمه مخروبه، دیدم روی دیوار بر تکه مقوایی نوشته بودند: «موزه» و

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: خاطره،  طنز و شوخی،  شاعران ایرانی، 
برچسب ها: خاطره، طنز، شاعر،  
[ یکشنبه 15 آذر 1394 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]



خیام و سیّد!
عباس خوش عمل

در یکی از روزهای پاییزی سال 1355 شمسی در انجمن ادبی صبای کاشان میزبان شاعرانی از تهران از جمله: خلیل سامانی (موج) ،رباب تمدن (همسر موج) حسین آهی، سپیده سامانی(دختر موج) ، احمد نیکوهمت و ... بودیم. 
نوبت به معرفی شاعران کاشانی به میهمانان توسط استاد فقید مصطفی فیضی رسید. او یک به یک شاعران را معرفی کرد تا رسید به سید رضا محمدی نوش آبادی (شاعر معمّر امّی و بذله گو) و گفت: ایشان هم پیر انجمن ما جناب سید رضا هستند. 
مرحوم نیکو همت با شگفتی پرسید: شاعری که سواد خواندن و نوشتن ندارند ایشانند؟ 
سید با فروتنی خاصی گفت: خودش است ای استاد! 
نیکو همت گفت: من از شما ده ها رباعی خوانده ام که مضامین همه غم و رنج و گله از زندگی بوده است. شما بیایید مثل خیام رندانه رباعی بگویید.
سید جواب داد: مقایسه بی جایی می فرمایید استاد جان. خیام کجا و من کجا؟ و بعد فی البداهه این رباعی را - که بعدا زبانزد شد - سرود:
خیام اگــــر خـــرج مـــــرا در بر داشت
اولاد پسر نُه تن و شش دختر داشت
کی از می و معشوقه سخن ها می گفت؟
یک دست ز غم بر دل و یک بر سر داشت

حضار برای سید کف زدند و استاد فیضی به عنوان حسن ختام معرفی سید گفت: از خصوصیات دیگر سید ما این که نُه فرزند پسر و شش فرزند دختر آن هم از یک همسر دارند و سید گفت: اگر جرئت تجدید فراش داشتم از اولاد اناث و ذکورم قبائل سبعه تشکیل می دادم! 
مرحوم نیکوهمت هم افزود: باز جای شکرش باقی است که به رویه اسلاف کبار هفتاد ودو ملت تشکیل نمی دادید!



طبقه بندی: خاطره،  شاعران ایرانی،  طنز و شوخی، 
برچسب ها: خاطره، طنز، شاعر،  
[ پنجشنبه 28 آبان 1394 ] [ 09:36 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
سعید سلیمان پور ارومی


(«ب.ز» در دادگاه:«دو میلیارد یورو پول خرد من است!»)

بچّه بودیم و به ما می‌داد بابا پولِ خرد
ساعتی دیگر بدَل می‌شد به قاقا پولِ خرد

تَمر هندی،تخمه،شربت،شاهدانه،مسقطی...
کرده بود آن دوره شیرین کام ما را پولِ خرد

توی جیب مردم اغلب چند تایی سکّه بود
چون گدا دائم طلب‌ می‌کرد از ما پولِ خرد

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  سیاسی، 
برچسب ها: شعر، طنز، سیاسی،  
[ جمعه 22 آبان 1394 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
Image result for ‫فریدون توللی‬‎

قطعه "اختلاس" را از کتاب گرانسنگ "التفاصیل"(زنده یاد فریدون توللی) با هم می خوانیم.این متن هفتاد سال پیش نوشته شده است و نشان می دهد که یک نکته بیش نیست ...و از هر زبان(زمان؟) که می شنوم نامکرر است:
****

... و اختلاس بر وزن اسکناس اندر لغت سرقت را گویند و اَخصِّ آن سرقتِ دیوانیان است از خزانه و در تسمیۀ این کلمه عقاید متفاوت است. زمره‌ای کتابت آن با«صاد»کرده و ریشۀ آن را«خلوص»دانسته‌اند و حجت ایشان این که مأمورِ مختلس را ارادت چنان است که کیسۀ خویش از خزانۀ دیوان فرق ننهد و جدایی در میانه نبیند، چنان که شاعر فرماید:



وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: ادبی،  شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  سیاسی، 
برچسب ها: طنز، سیاسی، اختلاس،  
[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 10:39 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
Image result for ‫عکس آب‬‎

1- درباره آب، این مایه حیات و مایع زندگی، حرف و حدیث و ضرب المثل و کنایه و ... تا دلتان بخواهد هست.
خوبی آب این است که خودش آغازگر و تداوم بخش زندگی است و در زبان فارسی حروفش چنان پشت یکدیگر گارد گرفته که زبان آموزی و الفبانویسی هم با این واژه «کوچک و گویا» آغاز می شود. خلاصه، همه جا حرف اول را می زند.

2- می گویند جنگ جهانی سوم با موضوع آب در آینده ای نه چندان دور یا به قولی، نزدیک اتفاق خواهد افتاد. آن وقت مردم هم به خاطر آب کشته می شوند و هم به خاطر بی آبی. عده ای برای به چنگ آوردن آب بیشتر و عده ای به خاطر نداشتن حداقل آب.

3- تا یادم نرفته این ضرب المثل را هم بنویسم: «کدخدا را ببین و ده را بچاپ»
ربطش را با دو بند بالا نمی دانم . ولی خوب، این همه، دیگران، بند را به آب داده اند، ما هم یک بند به آب بدهیم، چه اشکال دارد؟ فقط می دانم عمل نکردن به این ضرب المثل حکیمانه، بسیار گره ساز است. قرار بوده هم کدخدا را ببینند و هم ده نشینان را. ولی «خودشان بریده اند و خودشان هم دوخته اند» و این به زبان خودمانی ما دهاتی ها، یعنی؛ «به تو چه؟» و به زبان مردم بالادست، یعنی :«هر کار دلم بخواهد می کنم»



وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: فرخی،  طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، اجتماعی، فرخی،  
[ جمعه 19 تیر 1394 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
                                                              مایۀ آرامش روح و روانم ‌ای بنر!
عقل و تدبیر و امید و آرمانم ‌ای بنر!
 
در عروسی و عزا و انتخاب و انتصاب
بهر مسئولان تو باشی ارمغانم ‌ای بنر!
 
بال در می‌آورم وقتی نگاهت می‌كنم
می‌كِشی با خود به‌سوی آسمانم ‌ای بنر!
 
ای‌ نشانِ عشق من بهر مدیرانِ جدید
داده‌ای راه ترقّی را نشانم ‌ای بنر!
 
از تو ده‌ها نوع دیگر نصب می‌كردم به شهر
بود اگر این كار در حدّ توانم ‌ای بنر!

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: شعر، طنز، اجتماعی،  
[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
مدیرکلیات عبدی



 
1/ این غنچه نوشکفته، گل خواهد شد
او مخترع رُبات خُل خواهد شد
اما ننه اش به رغم بابا فرمود:
این تخم کدو، مدیر کل خواهد شد

***
2/ از روز تولدش چو گل بوده و هست
ترگل ورگل ، تپل مپل بوده و هست
هی گند زد و شسته شد و باز از نو
از نوزادی، مدیر کل بوده و هست

***
3/ در طنطنه ساز و دهل می آید
بر فرش هزار رنگ گل می آید
بر پارچه ای نوشته با خط درشت:
ای منتظران! مدیرکل می آید

***
 4/ « گل می روید به باغ گل می روید»
می روید هرچند که شل می روید
با چشم بصیرت بنگر هرگوشه
مانند علف ، مدیرکل می روید

***
5/ می گفت: چه گویم به تو؟ گل یا منشی؟
باید بزنم ز خویش، پل تا منشی
فردا همه شهر خبردار شدند
از رابطه مدیرکل با منشی

***
6/ نازش رو برم! که مثل گل خوابیده
از خستگی یه قل دو قل خوابیده
ارباب رجوع ، اندکی آهسته!
در دفتر خود، مدیرکل خوابیده

***
7/ ای غنچه! شدی چو گل، فراموش نکن
دیروزت را به کل فراموش نکن 
یک روز تو هم قاطی ما بودی ها!
آقای مدیرکل! فراموش نکن

حسین عبدی گرگان



طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: شعر، طنز، اجتماعی،  
[ یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

گاهی اوقات برخی افراد خلاقیت‌هایی انجام می‌دهند که زندگی را ساده تر می‌کند اما برخی افراد تنبل هم هستند که از تنبلی دست به ابتکارهایی می‌زنند که انسان را متعجب می‌کند.

این افراد تنبل نیز برای صرفه جویی در انرژی خود ابتکاراتی به خرج داده‌اند که در تصاویر مشاهده می‌کنید.



وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: عکس،  اجتماعی، 
برچسب ها: عکس، طنز، اجتماعی،  
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
معاون سیما به نامه وزیر بهداشت پاسخ داد
سریال مدیری بدون تحقیر و طعنه به مسائل صنفی پزشکان پرداخته است

معاون سینما طی نامه ای به دکتر هاشمی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ضمن ارائه توضیحاتی درباره مجموعه طنز «در حاشیه»، این مجموعه را نه تنها نشانه تحقیر و نادیده گرفتن ارزش های صنفی پزشکان محترم ندانست، بلکه آن را در راستای ایجاد نشاط و آرامش در جامعه عنوان کرد.

خبرگزاری فارس: سریال مدیری بدون تحقیر و طعنه به مسائل صنفی پزشکان پرداخته است

به گزارش خبرگزاری فارس، به دنبال درخواست وزیر بهداشت برای جلوگیری از پخش سریال طنز «در حاشیه»، دکتر علی‌اصغر پورمحمدی، طی نامه ای به دکتر هاشمی، نکاتی را برای رفع سوتفاهم های ایجاد شده بیان کرد.

متن این نامه به شرح زیر است:


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: خبر،  فرهنگی،  طنز و شوخی، 
برچسب ها: خبر، طنز، صدا و سیما،  
[ چهارشنبه 27 اسفند 1393 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
غوغاست میان برزن و کو
سرسام گرفتم از هیاهو
گیرم که نشاط و شادی این است
پس فهم و شعور،این وسط کو؟!
از کثرت دود و بوی باروت
احساس دگر نمی‌کنم بو!
هی فشفشه و ترقه بارد
بر کلّۀ مردمان ز هرسو
پیری دیدم نحیف و لرزان
افتاده ز ترس داخل جو
می‌گفت به ناله چیزهایی
نزدیک شدم،شنیدم از او:
ای داد، شد از کفم صبوری!
فریاد ز چارشنبه‌سوری!

وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: شعر، طنز، اجتماعی،  
[ پنجشنبه 21 اسفند 1393 ] [ 05:20 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
رئیس نمونه!

                                                                      شنیدم رئیسی گرانمایه بود
که غمخوار مرئوسِ دون‌پایه بود
 
نه اهل ریا و نه مست غرور
نه چون برخی از همگنان بی‌شعور!
 
دو چشمش پر از اشک و دل، ریش‌ریش
که خوردی غم کارمندان خویش
 
اتاقش نه چون مخزن راز بود
درِ آن به روی همه باز بود
 
نگویی مرا :«از نشانش بگو!»
چه گویم؟ ندارم نشانی از او!
 
همان اوّلِ  شعر، عارض شدم:
که من هم شنیدم،ندیدم خودم!

سعید سلیمان پور ارومی

توضیح نسیم فرخی: رئیسی در ابتدای شعر با «ی» نکره آمده است و کاملا بی ارتباط با مدیر وبلاگ  



طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی، 
برچسب ها: شعر، طنز، اجتماعی،  
[ سه شنبه 5 اسفند 1393 ] [ 08:37 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

طنز مدیرکلیات عبدی
از مجموعه رباعیات مدیرکل:

می گفت: چه گویم به تو؟ گل یا منشی؟

باید بزنم ز خویش، پل تا منشی
فردا همه ی شهر خبردار شدند
از رابطه ی مدیرکل با منشی
 
حسین عبدی-گرگان



طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: شعر، طنز، اجتماعی،  
[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 06:34 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

روزا تا شب می شینم  من ، پشت میزم تو اداره
تا که ارباب رجوعی ، مشکلی پیشم بیاره

گر چه من تو حلّ ِ مشکل ، تا حدودی کهنه کارم
مشکل از مردم شنیدن ، اشکِ چشمو  در میاره

شیر یا خط شده کارم  ،  تا بجویم راه حلی
یا اگر پیدا نکردم  ،  گیر می دم  به استخاره

مشتری وقتی که اومد  ، یه کمی از ظهر گذشته
بش می گم فردا رجوع کن ، حالا که وقت ِ ناهاره


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: شاعران ایرانی،  طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: شعر، طنز، اجتماعی،  
[ جمعه 10 بهمن 1393 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
فامیل

داوطلب بی‌سوادی در سالن دانشگاه برای کنکور نشسته بود. بغل دستی از او پرسید؛ درس‌ها را خوانده‌ای؟ جواب داد، نه. بغل دستی گفت؛ «نیم عمر تو شد بر فنا». بعد از شروع کنکور یکی از ناظران به داوطلب بی‌سواد تقلب رساند و او به بغل دستی گفت؛
کل عمرت ای یارو فناست
چون جناب ممتحن فامیل ماست!



طبقه بندی: طنز و شوخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: طنز،  
[ دوشنبه 22 دی 1393 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424