تبلیغات
نسیم فرخی

نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان
به گزارش نسیم فرخی دوشنبه شب جمع کثیری از روحانیون شهر فرخی به همراه جمعی از بسیجیان برای دیدار با والدین شهید علی اکبر مقیمی در شهر خور حضور یافتند. در این دیدار که قاطبه روحانیون محترم شهر خور نیز حضور داشتند حجج اسلام آقایان غفاری استاد حوزه علمیه و دکتر سیدحسن قاضوی استاد حوزه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ضمن تبریک فرارسیدن عید باستانی نوروز به والدین شهید طی سخنانی اهمیت مقام شهید را یادآور شده و از مقام شامخ شهید مقیمی و همه شهدای عزیز تجلیل کردند.
پس از آن با حضور در منزل آقای فرخ با والده شهید ابراهیم فرخ دیدار کردند. در این دیدار صمیمی پس از عرض تبریک و گرامی داشت مقام شهید که توسط حجت الاسلام و المسلمین غفاری صورت گرفت برادر شهید ، محمدرضا غلامرضایی - که جانباز هفتاد درصد و مشهور به شهید زنده است- به بیان دیدار خود با رهبر معظم انقلاب پرداخت. در این دیدار آقای سیدمضطفی موسوی جانباز 70درصد دفاع مقدس نیز خاطراتی از زمان حضور خود در آلمان جهت درمان بیان کرد. لازم به ذکر است خانواده شهید فرخ مفتخر هستند که دوشهید و یک جانباز تقدیم نظام مقدس اسلامی کرده اند. مادر شهید به دلیل بیماری جز تشکر قادر به بیان سخن دیگری نبود. 
سپس جهت دیدار با خانواده شهید علی رئیسی به روستای ابراهیم آباد رفتند و در منزل محمدصادق رئیسی پدر بزرگوار شهید حضور یافتند. در این دیدار اسفندیار رئیسی برادر شهید و از رزمندگان دفاع مقدس خاطراتی از حضور خود به همراه برادر شهیدش در جبهه های نبرد حق علیه باطل و نحوه شهادت وی بیان کرد. بر اساس گفته های وی شهید علی رئیسی سه سال و نیم در مدارس علمیه نایین و اصفهان در زیّ اهل علم دین بوده است.
پدر شهید نیز اظهار داشت: شهید در هفده سالگی ازدواج کرده و بلافاصله دو شب پس از ازدواجش عازم جبهه شده است. پسرس از وی به یادگار مانده است که اکنون مهندس است و در شرکت فولاد اصفهان به کار مشغول است.




طبقه بندی: خبر،  فرخی،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، فرخی، روحانیت، شهید،  
[ سه شنبه 3 فروردین 1395 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت...
 
شهید برونسی جهیزیه "عروس" یک چیز کم دارد!
 

جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت.

 

به شوخی ادامه دادم: «بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و کسری داری برات بیاره.»

 

شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم. با خنده گفت: «این رو هم بگذار روی جهیزیه ی  فاطمه.»

 

فردا رفتیم سراغ جهیزیه. دیدیم همه چیز خریده‌ایم، غیراز پارچ!

 

 

راوی: همسر شهید عبدالحسین برونسی

 

 

شهدای ایران




طبقه بندی: خبر،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ شنبه 15 اسفند 1394 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

به مناسبت سالروز شهادت شهید محلاتی

دوست ندارم بعد از امام زنده باشم

آن شب گفت: ما می‌مانیم پیش امام تا هر اتفاقی که برای امام افتاد، برای ما هم بیفتد. می‌گفت: دوست ندارم بعد از امام زنده باشم.

خبرگزاری فارس: دوست ندارم بعد از امام زنده باشم

شهید حجت‌الاسلام شیخ فضل‌الله محلاتی می‌گفت: دوست ندارم بعد از امام زنده باشم

روحانیِ مبارز و انقلابی معاصر که در خانوادهای کشاورز در سال 1309 هـ. ش در محلات به دنیا آمد، که سیر حیات و شهادتش حقیقت نامش را به خوبی تفسیر کرد.

از دوستان شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام بود، به همسرش میگوید: ممکن است ما را بگیرند و بکشند، شما باید روحیه قوی داشته باشید، مثل حضرت زینب(س).

یک شب ساواکی‌ها ساعت 5/10 شب ریخته بودند به خانه او، دادستان نیز همراه آنها آمده بود تا حاج آقا را ببرند. دوستان به شهید محلاتی می‌گفتند «موتور العلماء». خودشان نقل می‌کنند: یک بار که رفته بودم خدمت امام(ره) حاج احمد آقا به امام گفت: آقاجان ایشان موتور العلماء هستند.


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  مناسبتها،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: گزارش، شهید، دفاع مقدس،  
[ شنبه 1 اسفند 1394 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
تا شهدا؛ شهید سیدمهدی غزالی از شهدای لشکر 25 کربلا در عملیات والفجر شش می باشد، مستجاب الدعوه بود و بسیاری از مردم، متوسل به جدش می شدند و حاجت روا می گشتند، مطالب زیر روایاتی از سیره عملی این شهید بزرگوار می باشد که تقدیم مخاطبان می کنیم:

***
مادر شهید می گوید:

نیمه شعبان متولد شد، او را به همین مناسبت "سیدمهدی" نامیدیم.

 بسیاری از افراد محل اگر حاجتی داشتند و یا اگر گره ای به کارشان بود، جدّ سیدمهدی را نذر می کردند و حاجت روا می شدند.

روزی حسابدار کارخانه نساجی به بیماری سختی دچار شده بود، از آنجائی که شنیده احوال سیدمهدی را شنیده بود، متوسل به جد سیدمهدی شد و نذر کرد که اگر شفا پیدا کند، سیدمهدی را در کارخانه استخدام نماید. او شفا گرفت و سیدمهدی چندین سال کارگر کارخانه نساجی شد.

در تمامی مراسمات مذهبی و روضه خوانی ها سیدمهدی را با خودم می بردم. بسیار به این مراسمات و روضه خوانی ها علاقه مند بود. روزی به من گفت:
- مادرجان! خواب دیدم که دارم به سوی خدا پرواز می کنم.

آن زمان سیدمهدی کوچک بود و من زیاد حرفش را جدی نگرفته بودم.

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ پنجشنبه 8 بهمن 1394 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

Share
شاعرانه هایی برای شیخ شهید/ واکنش سریع شاعران به شهادت آیت الله النمر ( 1 )
در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیت آل‌سعود، شاعران انقلاب با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان دادند.
صبح هنر - در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیت آل‌سعود، شاعران انقلاب با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان دادند. بخش اول این سروده ها را با هم می خوانیم :

تقدیم به روح استقامت و بیداری ، شهید راست قامت « شیخ النمر »
«شیخ النمر» زنده ست
Image result for ‫شیخ النمر‬‎

1
ما شیعه عشقیم ، نسلی خطر زاده
مردان عاشورا ، مردان آزاده
ما نسل «یا مهدی» ، مردان تکبیریم
مردان «بسم الله» ، محراب و سجاده
تا با حسین عشق ، پیمان خون بستیم
صد کوفه نامردی ، با ما در افتاده
ای عاشقان غم نیست ، زیرا خدا با ماست
ای کربلا ! لبیک ، ای تیغ ! آماده
باید مهیا بود ، چون «ابن ملجم» هست
«شمربن ذی الجوشن» ، از پا نیفتاده
ما را اجابت کن ، ای تیغ آتش – خشم
ما را اجابت کن ، ای زخم آزاده
اسب رشادت را ، زین کن به سوی دشت
تا مرد می روید ، از ُگرده ی جاده
شیخ النمر زنده ست ، اسلام پاینده ست
او روح بیداری ست ، از پا نیفتاده
برخیز و مستی کن ، سربسته می گویم
تا این خُم آخر ، سربسته افتاده
رضا اسماعیلی
2


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  شاعران ایرانی،  سیاسی، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید،  
[ سه شنبه 15 دی 1394 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
کپی

نکند آقاروح الله!/ تویی که داری گریه می‌کنی/ با چشم‌های خونی زکزاکی!
شعر علیرضا قزوه برای ابراهیم زکزاکی و شهدای زاریای نیجریه

علیرضا قزوه شاعر متعهد و ارزشی کشورمان در بزرگداشت شهدای مسلمان شهر زاریای نیجریه شعری سروده و در آن از سکوت مجامع بین المللی نسبت به این جنایت انتقاد کرده است.

خبرگزاری فارس: شعر علیرضا قزوه برای ابراهیم زکزاکی و شهدای زاریای نیجریه

علیرضا قزوه، شاعر معاصر ایرانی و رییس مرکز  آفرینش‌های ادبی حوزه هنری کشور شب به مناسبت مراسم بزرگداشت شیخ ابراهیم زکزاکی دبیرکل جنبش اسلامی نیجیریه و شهدای فاجعه زاریای این کشور که توسط هیات اسلامی انگلیسی زبانان مقیم تهران برگزار شد شعری سرود و در آن ضمن اعلام همبستگی و همدردی  با خانواده قربانبان این فاجعه از سکوت مجامع بین المللی نسبت به این جنایت شدیدا انتقاد کرد.

در این مراسم علاوه بر قرائت شعر قزوه، حسین شیخ الاسلام مشاور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی و حجت الاسلام میثم امرودی معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران به زبان انگلیسی و عربی برای حضار سخنرانی کردند.

متن کامل این شعر که در مراسم بزرگداشت علامه زکزاکی و شهدای شهر زاریا قرائت شد به شرح زیر است:

زیباترین باران ها در افریقا می بارد

در «گیسلو»

«کادونا»

خونین ترین روز عاشوراست

بزرگترین فریاد

اربعین است

و سرخ ترین خبر

در «زاریا» ست

و تا هنوز شیعیان دو گروه اند


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  شاعران ایرانی،  سیاسی، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید، قزوه،  
[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

منبی شک این «پیامکِ» سه کلمه‌ای که چند روز قبل، در «تلفن هم‌راهِ» بانویی نقش بست و تصویر آن توسط وی منتشر شد، دردناک‌ترین و در عین حال غرورانگیز‌ترین «پیام کوتاه» از تاریخ ورود این ابزار ارتباط جمعی در کشورمان، تا به امروز استدردناک ترین و غرور انگیز ترین «پیامک» تاریخ انقلاب
به گزارش فرهنگ نیوز، از هنگام ورود و شیوع «تلفن همراه» به کشور،  بیش از دو دهه می گذرد اما فراگیر شدن «پیامک» یا همان «اس. ام .اس» عمری کمتر از 10 سال دارد. بی شک این «پیامکِ» سه کلمه‌ای که چند روز قبل، در «تلفن همراهِ» بانویی نقش بست و تصویر آن توسط وی منتشر شد، دردناک‌ترین و در عین حال غرورانگیز‌ترین «پیام کوتاه» از تاریخ ورود این ابزار ارتباط جمعی در کشورمان، تا به امروز است:
 
منتشر کننده‌ی این تصویر در فضای مجازی، در شرح آن چنین نوشته است:

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: گزارش، شهید،  
[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

رویای مادری که یک روزه به حقیقت پیوست


کوچه‌ها را یکی یکی پشت سر می‌گذاریم تا به خانه‌ای برسیم که قرار است تا لحظاتی دیگر، نوید آمدن مسافرش را بعد از ۳۲ سال، به اهالی آن بدهند.
رویای مادری که یک روزه به حقیقت پیوست

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، برای مادری که روزها و شب‌های زیادی را به امید رسیدن این لحظه، پشت سر گذاشته، بدون شک این دقایق حس و حالی دیگر دارد و سختی‌اش بیشتر است، چقدر جای پدر خالیست... مردی که فراق یوسف، پیمانه عمر او را زود پر کرد!

وارد خانه که می‌شوی هر کس حس و حال خاص خودش را دارد. سعید؛ برادر کوچک‌تر -جانبازی که یکی از چشمانش را در خیبر جا گذاشته است- تازه عمل قلب کرده و روی تختی در حال استراحت است و البته شاید شنیدن این خبر برای او شوک بزرگی باشد. مادرِ نگرانی که انگار بو برده چه خبر شده و ملتهب و آشفته است و پسری که می‌گویند شش ماه بیشتر نداشته که داغ پدر بر سینه‌اش نقش می‌بندد. حال بقیه اهالی هم، هرکدام قصه خاص خودش را دارد...

اما در این میان حس و حال مادر از همه متفاوت‌تر است. با بغضی که رو به گریه است به استقبال میهمانانش می‌آید و با حالتی ملتمسانه که انگار خواسته‌ای مهم داشته باشد، روبروی‌شان نشسته و شروع به روایت روزهای پّر از التهابش می‌کند. روزهایی که به گفته خودش تنها به مدد خداوند و اهل بیت توانسته آن‌ها را سپری کند و زندگی را زندگی...!

او از خواب امروزش می‌گوید؛


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: گزارش، شهید، دفاع مقدس،  
[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
نگذاشت تالار بگیریم. ما هم تمام مراسمات را توی خانه گرفتیم. خانم ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسم، داماد باید می آمد کنار عروس می نشست تا هدایای خانواده ها تقدیمشان شود...

به عروس بگویید داماد نمی آید!
نگذاشت تالار بگیریم. ما هم تمام مراسمات را توی خانه گرفتیم.
 
خانم ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسم، داماد باید می آمد کنار عروس می نشست تا هدایای خانواده ها تقدیمشان شود.
 
گفتم: «مادر جان! پاتختی است، همه منتظرند؛ چرا نمی آیی؟ اگر نیایی فکر می کنند عیب و ایرادی داری!
 
گفت: «نه، هر فکری می خواهند، بکنند؛ از نظر اسلام درست نیست جایی بروم که این همه خانم آنجاست. کنترل نگاه ها در این شرایط سخت است مادر!»
 
 
شهید حسن آقاسی زاده شعرباف


* جام نیوز



طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ پنجشنبه 28 آبان 1394 ] [ 09:22 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
ابراهیم از جا بلند شد و فریاد زد: شیعه های امیرالمومنین بلند شید، دست مولا پشت سر ماست. بعد با فریاد الله اکبر آرپی جی را شلیک کرد.
اعتقاد ابراهیم
تا شهدا: گردان برای عملیات جدید آمادگی لازم را به دست آورده بود. تا اینکه موقع حرکت به سمت سومار شد. اول سه راهی ایستاده بودیم. ابراهیم گفته بود قبل از غروب آفتاب پیش شما می آیم. من هم منتظرش بودم. گردان ما در حال حرکت بود. من مرتب به انتهای جاده خاکی نگاه می کردم. تا اینکه چهره زیبای ابراهیم از دور نمایان شد.

همیشه با شلوار کردی و بدون اسلحه می آمد، اما این دفعه بر خلاف همیشه با لباس پلنگی و پیشانی بند و اسلحه کلاش آمد. رفتم جلو و گفتم: آقا ابراهیم اسلحه گرفتی؟ 

خندید و گفت: اطاعت از فرماندهی واجبه. من هم چون فرمانده دستور داده این طوری آمدم. بعد گفتم: آقا ابراهیم اجازه میدی من هم با شما بیام؟ گفت: نه شما با بچه های خودتان حرکت کن. من دنبال شما هستم. همدیگر را می بینیم.چند کیلومتر راه رفتیم، در تاریکی شب به مواضع دشمن رسیدیم. من آرپی جی زن بودم.

برای همین به همراه فرمانده گردان تقریبا جلوتر از بقیه راه افتادیم. حالت بدی بود. اصلا آرامش نداشتم. سکوت عجیبی در منطقه حاکم بود. ما از داخل یک شیار باریک با شیب کم به سمت نوک تپه حرکت می کردیم.

در بالای تپه سنگرهای عراقی کاملا مشخص بود. من وظیفه داشتم به محض رسیدن آنها را بزنم. یک لحظه به اطراف نگاه کردم. در دامنه تپه در هر دو طرف سنگرهایی به سمت نوک تپه کشیده شده بود. عراقی ها کاملا می دانستند ما از این شیار عبور می کنیم. آب دهانم را فرو دادم. طوری راه می رفتم که هیچ صدایی بلند نشود. بقیه هم مثل من بودند. نفس در سینه ها حبس شده بود.




وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 09:11 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

سردار حاج حسین همدانی پنجشنبه در کشور سوریه در حین عملیات مستشاری به شهادت رسید. جواد محقق شاعر معاصر کشورمان در رثای این سردار شهید شعری سروده است.

 

 

 خبرگزاری فارس: ما بی تو غریبیم در این شهر، دلیرا/ یک بار دگر از دل این معرکه برگرد

گرمیم به ایمان علمداری ات ای مرد

ما را نکند مرگ تو از راه شرف سرد

ما رهرو این سرخ صراطیم همیشه

هرچند نبینیم به غیر از غم و جز درد

 

سرخ است تو را سینه و سبز است تو را سر

ای روی رقیبان تو در فتنه ی شب،زرد

 

 

 گم شد به خطا در تب طوفانی تزویر

هر کس که تو را در شب آن حادثه گم کرد

 

ما بی تو غریبیم در این شهر، دلیرا

یک بار دگر از دل این معرکه برگرد

 

نازم به امامی که در آن فرصت کوتاه

مانند تو صد شیر به هر حادثه پرورد




طبقه بندی: شاعران ایرانی،  سیاسی،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید،  
[ شنبه 18 مهر 1394 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

تصویری از دیروز و امروز سردار شهید حسین همدانی

سردار حسین همدانی از مستشاران ارشد سپاه در سوریه، در حومه شهر حلب این کشور به شهادت رسید.

خبرگزاری فارس: تصویری از دیروز و امروز سردار شهید حسین همدانی

به گزارش خبرگزاری فارس، سردار حسین همدانی از مستشاران ارشد سپاه در سوریه، دیروز در حومه شهر حلب در حین ماموریت مقابله با تروریست های داعش به شهادت رسید.

وی از قدیمی ترین فرماندهن سپاه پاسداران در دفاع مقدس بود و از بنیانگذاران سپاه همدان و کردستان بود.

وی همچنین از فرماندهان منطقه عملیاتی «بازی دراز» در جبهه غرب بوده و خاطرات خود را از این نبرد در کتابی تحت عنوان «تکلیف است برادر» تدوین کرده است.

حسین همدانی بعدها مدتی فرمانده لشکر انصار الحسین همدان شد و علاوه بر همدان، در شهرهای پاوه و مریوان نیز خدمت کرد.

فرماندهی سپاه محمدرسول‌الله(ص) تهران بزرگ و مشاورت فرمانده کل سپاه پاسداران ازجمله سوابق این سردار شهید است.

وی مدتی نیز به عنوان یکی از ارشدترین مستشاران نظامی جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوره حضور داشت که روز گذشته در حومه شهر حلب به دست تروریستهای داعش به شهادت رسید.

نام سردار همدانی در میان لیست تحریم های اتحادیه اروپا نیز وجود داشت.


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  خبر،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، شهید،  
[ جمعه 17 مهر 1394 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

شبنم فرضی‌زاده اردبیلی از شاعران کشورمان برای غواصان شهید و همچنین فرارسیدن هفته دفاع مقدس، شعری سرود.

خبرگزاری فارس: ماهی دست‌بسته دیده کسی؟ چقَدَر خاک ما هنر دارد

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، شبنم فرضی زاده اردبیلی از شاعران کشورمان برای غواصان شهید و همچنین فرا رسیدن هفته دفاع مقدس، شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:

خوابِ دریا همیشه آبی نیست گاهی از شب فقط خبر دارد

گاه مشتی حباب در چنته، گاه طوفان مختصر دارد

 

لحظه‌های غروب دلتنگ است شانه‌هایش عجیب می‌لرزند

دختری که شبیه باران بود، مادری که نگاهِ تر دارد

 

صخره در صخره درد می‌ریزد، آفتابی که سرد می‌ریزد

از غم گیله مرد می‌ریزد، گاه اروند هم خزر دارد

 

اسکله هم نشین غربت اوست می‌نشیند کنار ایوانش

با هم از کوچه باغ می‌گذرند، خوش به حالش که همسفر دارد

 

گاه زیباست گاه مهتابیست، گاه از اضطراب لبریز است

دل به دریا زدن که آسان نیست، خاطراتی که از خطر دارد...

 

بغض‌هایی که شکل سوگندند، روی پا مانده‌اند و در بندند

موج‌هایی که صف نمی‌بندند، با نشانی که از پدر دارد ...

 

آه گرداب خسته دیده کسی!؟ بغض دریا شکسته دیده کسی؟

ماهی دست بسته دیده کسی؟ چقَدَر خاک ما هنر دارد

 

گاه دریا شبیه انسان است، جاده ای تا به مرز ایمان است

دل به دریا زدن چه آسان است، آب تاریخِ معتبر دارد




طبقه بندی: مناسبتها،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  شاعران ایرانی، 
برچسب ها: شعر، شهید، دفاع مقدس،  
[ چهارشنبه 1 مهر 1394 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
ارسال به دوستان
در این عروسی فاقد هرگونه زینتی باشید+عکس

آن چه پیش رو دارید، تصویری است از کارت دعوت به مراسم ازدواجِ «مختار سلیمانی». مطالعه ی مندرجات این «کارت دعوت»، بسیار خواندنی و تامل برانگیز است

خبرگزاری فارس: در این عروسی فاقد هرگونه زینتی باشید+عکس

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت مشرق نوشت: «مختار سلیمانی» به سال 1338 شمسی در روستای «آمره» (از توابع «تفرش») متولد شد. هفت سال داشت که خانواده اش به تهران مهاجرت کردند و از این پس، سرنوشتِ این فرزند خطه‌ی طبرستان، با هم سن وسالان پایتخت نشینش گره خورد و 24 سال بعد، آتش متجاوزان بعثی، زمانی پیکرش را به سختی مجروح کردند که او، فرماندهی «گردانِ میثم تمار» در «لشکرِ 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه و آله)» را بر عهده داشت. «مختار سلیمانی» چند روز پس از برداشتن جراحت، در بیمارستان «شهید کلانتری» (اهواز) بال در بال ملائک گشود. پیکر پاک این فرمانده‌ی جوان، پس از انتقال به تهران، در بهشت زهرا(صلوات الله علیها)، تا ظهور مولایش به امانت گذاشته شد.

شهید «حاج محمد ابراهیم همت» که در زمان شهادت «سلیمانی»، فرماندهی «لشکرِ 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه و آله)» را بر عهده داشت، در وصف او چنین گفته است:

 

«این قدر این مرد صلابت و شجاعت وشهامت داشت که انسان به حالش غبطه می‌خورد. به خدا وجود پاکش انگار ذره‌ای ترس از مرگ نداشت. سلیمانی یک سرمایه بزرگ برای انقلاب بود، یک فرمانده غنی و بزرگ مانند مالک‌اشتر، جسور و بی باک در هنگام رزم. آن قدر با بچه‌های بسیج اخلاقش خوب بود که همه شیفته‌اش شده بودند. در او ذره‌ای از وابستگی به دنیا پول، ثروث، خانواده، منصب و مقام وجود نداشت... این عزیز این گونه شربت شهادت را نوشید، ما بسیار یادش‌ خواهیم کرد و یادش را در ادامه ‌راهش به اثبات خواهیم رساند....»

 

آن چه پیش رو دارید، تصویری است از کارت دعوت به مراسم ازدواجِ شهید «مختار سلیمانی». مطالعه ی مندرجات این «کارت دعوت»، برای نسل امروز بسیار خواندنی و تامل برانگیز است. «مختار سلیمانی» هنگام ازدواج، 22 ساله بود و مراسم ازواج خود را در «خانه خدا» برگزار نمود.

روحمان با یادش شاد


ادامه مطلب

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: گزارش، شهید، دفاع مقدس،  
[ چهارشنبه 11 شهریور 1394 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
«چیزی که من همیشه در زندان انفرادی با خودم می‌گفتم این بود که رجایی،همه اش نباید دیگران سرنوشت باشند و تو آنها را بخوانی. یکبار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار دیگران بخوانند.» محمدعلی رجایی

 در روز ۸ شهریور ۱۳۶۰ محمدعلی رجایی رییس‌جمهوری و محمدجواد باهنر نخست‌وزیر وقت به همراه گروهی از اعضای هیات دولت در انفجار دفتر نخست‌وزیری به شهادت رسیدند. شهید رجایی هنگام مرگ ۴۸ سال سن داشت. او پس از پیروزی انقلاب ابتدا سمت وزارت آموزش و پرورش را برعهده داشت و سپس در سال ۱۳۵۹ به نمایندگی مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی شد. در ۲۰ مرداد ۱۳۵۹ به نخست‌وزیری و پس از عزل بنی‌صدر از مقام ریاست جمهوری در انتخابات دوم مرداد ۱۳۶۰ با کسب بیش از ۱۳ میلیون رأی مردم به عنوان دومین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.

 

 

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  مناسبتها،  شهید و شهادت،  عکس، 
برچسب ها: گزارش، عکس، مناسبت، شهید، رجایی،  
[ یکشنبه 8 شهریور 1394 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424