تبلیغات
نسیم فرخی

نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان


ما ز بالاییم و بالا می¬رویم

خبر درگذشت «حاجیه راضیه صفار» مادر بزرگوار شهید محمد امامی بسیار تاسف بار بود. بارها به مناسبتهای مختلف و با گروه های گوناگون به دیدارشان رفتیم. دیدار با او و همسرش مرحوم حاج علی اصغر امامی همیشه پر بود از بوی خوش مهربانی. طنین خاص صدا و چهره ظاهرا جدی او هنگام شوخی با بذله گویی¬های آقای امامی همراه می¬شد و جمع را از عطر دل انگیز شادی لبریز می¬کرد. هیچ وقت در جمع مهمانان گله نکرد از هیچ کس و هیچ جا.
بعد از چند سال تحمل درد فراق امشب روحش به آسمان پر کشیده تا رایحه وصال، مشام جانش را بنوازد .چه زیباست رسیدن به پروردگار، رسیدن به همیشه همراه و رسیدن به پسر شهیدش. چه مهمانی ای بر پا بشود آنجا.
او کوله بار رنج چندین ساله را که بلند و بشکوه به دوش کشیده بود، بر زمین نهاد. 
خداوندا بیامرز او را؛ به احترام صبر زینبی¬اش و به احترام اشکهایش در فراق فرزند و رثای سید الشهدا(ع).
خداوندا به همه آنان که دل در گرو محبتش داشتند و اینک به اندوه رفتنش قامت بسته¬اند شکیبایی و پاداش ارزانی بفرما.



طبقه بندی: نسیم نوشته ها،  فرخی،  تسلیت، 
برچسب ها: دلنوشته، تسلیت، فرخی،  
[ چهارشنبه 24 آذر 1395 ] [ 12:38 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

Image result for ‫انتخابات مجلس دهم ایران‬‎

با سلام خدمت همه همشهریان ارجمند،  مردم خوب و خونگرم فرخی بخصوص جوانان عزیز و انقلابی

یک هفته تبلیغات رسمی و کاندیداها و چند هفته تبلیغات غیر رسمی آنان و هوادارانشان برای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در فضایی پرشور و در عین حال آرام سپری شد. باید از صبر و متانت مثال زدنی مردم خوب و خونگرم فرخی و هم چنین کاندیداهای محترم سپاس گزاری کرد. برنامه های گسترده و فشرده که با استقبال بسیار خوب همشهریان عزیز برگزار شد تا به آنان برای رسیدن به بهترین گزینه کمک کند.

با پایان یافتن فرصت تبلیغات رسمی و پس از برگزاری انتخابات ، فصل دیگری آغاز می شود که مهم تر از فصل انتخابات است؛ برداشت آنچه کاشته ایم به نحو اصولی.

بیاییم با هم پیمان ببندیم که این فضای آرام و پرشور را به بعد از انتخابات و اعلام نتیجه نیز گسترش دهیم و سفره مهربانی و اتحاد بگسترانیم. فرخی از دیرباز به اتحاد و انسجام شهره بوده است و باید دوران شکوه اتحاد خویش را هم چنان حفظ نماید.

با یکدیگر هم قسم شویم که همگی از کاندیدای منتخب حمایت کنیم و از فرصت ارزشمند چهارساله نهایت بهره را ببریم.

با سپاس

فرزند کوچک فرخی

حسین رئیسی

 




طبقه بندی: فرخی،  نسیم نوشته ها،  فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: دلنوشته، فرخی،  
[ پنجشنبه 6 اسفند 1394 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
جمعه شب بچه ها آمدند و دور هم جمع شدیم. «یاوران خورشید». دیر جمع شدند ولی با جمعیت خاطر آمدند.

ابتدا مثل همیشه بنای شوخی و بذله گویی بود. متن نمایش آماده شده بود. دوست عزیزم آقای عبدالجواد اسلامی زحمتش را کشید و برای حاضران خواند. نمایش خیلی جدی شروع شد. به هر نامی که می رسید با انگشت به طرف اشاره می کردم ، یعنی این نقش توست. با ورود بر و بچه های همیشگی به صحنه، یخ نمایش آب شد و فضا از آن حالت جدی درآمد. 

اصلا انتظارش را نداشتند. قبلا با هم صحبت کرده بودیم ولی گمان همه این بود فضا و لحن شوخی در سراسر صحنه اول موج می زند. هر از گاهی بچه ها مطلبی یادشان می آمد برای نحوه اجرا و یا اجرای بهتر. می گفتند و می شنیدند و خیلی زود توافق می کردند.خدا صمیمیت را بر همه گروه ها حکمفرما کند. 

خواند و خواند تا از نیمه گذشت. همه سرهایشان را پایین انداخته بودند و گوش می دادند. یا خود را در آن فضا حس می کردند یا در این اندیشه بودند که چگونه آن فضا را در ذهن خود و بر روی صحنه بیافرینند.

متن بسیار ساده بود و داستان در یک مسیر کاملا پیش بینی شده پیش می رفت. اما چنین پایانی را انتظار نداشتند. صحنه اول که به پایان رسید سرها بالا آمد. نمایش خوب توانسته بود با بچه ها هماهنگ شود. این را از چهره ها می شد فهمید.

پیشنهادها شروع شد. چقدر زیباست که هر کس برای بهتر شدن هر چه دارد در طبق بگذارد و نثار کند. همه هر چه داشتند نثار کردند. 

قبلا دلهره داشتیم که چگونه مردم را بخندانیم و امسال دلمان شور می زند که چگونه بگریانیم. گریه ای پاک برای مردانی پاک.





طبقه بندی: فرخی،  نسیم نوشته ها،  فرهنگی، 
برچسب ها: دلنوشته، مراسم، فرخی،  
[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید علی علوی - که در فرخی به «حاج سید علی» معروف و مشهور بود - به مدد تیزهوشی ، طنین خاص صدا، خوش برخوردی و اخلاق مردم گرایانه اش توانست با وجود سن کم به سرعت جایگاه خود را به عنوان چهره ای شاخص و متنفذ در زادگاهش و هم چنین شهرستان خور و بیابانک تثبیت کند.
تنها فرزند مرحوم سید ماشاءالله

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: فرخی،  تسلیت، 
برچسب ها: دلنوشته، فرخی، تسلیت،  
[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

السلام علیک یا رسول الله(ص)

صدای دق البابی شنیده شد.

زهرا(س) نیم نگاهی به چهره رنجور پدر انداخت و آرام آرام خود را به پشت در رساند. دلش را در اتاق کوچک پیش پدر جا نهاده ، با اندوه تمام پرسید: کیستی ؟ مگر نمی دانی پدرم رنجور است و  در بستر خوابیده و توان ملاقات ندارد؟

مرد برگشت .

 زهرا خود را به سرعت به بستر پدر رساند.

-دخترم که بود و چرا داخل نیامد؟

- پیرمردی بود. وقتی گفتم : در شما توانی برای دیدار نیست بدون آن که چیزی بگوید برگشت.

- دخترم جگرگوشه ام، پاره تنم آیا او را نشناختی؟

- نه پدر مهربانم. مگر که بود؟

- ریحانه پدر، مادر پدر، مگر نمی دانی. او کسی است که بین دوستان جدایی می افکند و پای به هر خانه ای بگذارد هنوز بیرون نرفته  فریاد شیون از آنجا به آسمان برمی خیزد.

این اولین و آخرین خانه ای است که اذن ورود می گیرد.

زهرا نگران به در، چشم دوخته است و با چشم دیگر آخرین نگاههای مهربان پدر را به هدیه می گیرد، در حالی که مردمک چشم هایش در دریایی از اشک شناورند.


طبقه بندی: مناسبتها،  ادبی،  شعر من، 
برچسب ها: دلنوشته، تسلیت، مذهبی،  
[ چهارشنبه 18 آذر 1394 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

شهر کم کم بستر گرم خود را گسترد تا یکی دیگر از شبهای آرام و نه چندان خنک پاییزی را با آرامش به صبح برساند. کسانی که زودخواب بودند کاملا در خواب خوش بودند و دیرخواب تر ها هم چشم خود مالان مهیای خواب می شدند که آسمان تصمیم گرفت قدرتش را به رخ زمین و زمینیان بکشد.

ابتدا چندبار به زمین چشمک زد و این آغاز رقابتی نفسگیر شد. غرید و غرید و غرید و ... 


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: خبر،  فرخی،  ادبی، 
برچسب ها: خبر، فرخی، ادبی، دلنوشته،  
[ دوشنبه 11 آبان 1394 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

برخی از چهره های ورزشی با ارسال دلنوشته خود در خبرگزاری نسیم یاد و خاطره ۱۷۵ شهید غواص را زنده نگه داشتند.


در زیر بخشی از این دلنوشته ها را می خوانید:

 

صادق گودرزی، نایب قهرمان المپیک: "پیدا شدن آنها در این زمان بدون دلیل نیست. آنها برای بیداری ما گام برداشتند و انشالله اندیشه بیدارگرانه آنها ما را از خواب غفلت بیدار کند"

 

رحمان رضایی، بازیکن سابق تیم ملی: عرض تعزیت و تسلیت خدمت خانواده‌های داغدارشان یاد و خاطره همه شهدا گرامی باد، صبری جزیل و اجری جمیل را از درگاه ایزد منان برایشان آرزومندم

 

علی انصاریان، بازیکن سابق پرسپولیس: "هنوز بوى مرد در این کشور جاری است؛ هنوز شیرزنانى هستند که مرد تربیت کنند، هنوز ما مدیون شما هستیم و نفس کشیدن در کشور عزیزمان را بدهکار شما هستیم. به خانه خوش‌آمدید"

 

مهرداد اولادی، مهاجم اسبق پرسپولیس و ملوان: "عشق یعنی استخوان و یک پلاک، سال‌های سال تنها در عمق آب"


هادی شکوری، بازیکن اسبق تیم استقلال: "غرق شدگان واقعی در دنیای تجملات ما هستیم. ما غواصانی هستیم که با دست‌های باز در حال غرق شدنیم"

 

حسین رضازاده: دست‌های بسته‌ات را می‌بوسم پهلوان! الگوی من شما عزیزان بوده‌‌اید‬




طبقه بندی: خبر،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  اجتماعی، 
برچسب ها: خبر، شهید، دفاع مقدس، دلنوشته،  
[ پنجشنبه 28 خرداد 1394 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
دل‌نوشته نویسنده کتاب «آن بیست و سه نفر»
زنده‌ زنده زیر خاک دفن می‌شدند ولی دست نداشتند جلو صورت‌هایشان بگیرند

یک روز ۱۷۵ نفر که داشتند زنده زنده زیر خاک دفن می‌شدند، وقتی خاک بر سر و صورتشان می‌ریخت دست نداشتند جلو صورت‌هایشان بگیرند، دستانشان را با سیم تلفن صحرایی که سفت و برنده است بسته بودند.

خبرگزاری فارس: زنده‌ زنده زیر خاک دفن می‌شدند ولی دست نداشتند جلو صورت‌هایشان بگیرند

 احمد یوسف‌زاده نویسنده کتاب «آن بیست و سه نفر»


«یک روز یکنفر دست نداشت. باعمود آهنی بر فرقش کوبیدند، اگر دست داشت می‌توانست جلو ضربه عمود را بگیرد ولی دست نداشت. از اسب که به زمین می‌افتاد لااقل اگر دست داشت با صورت به زمین نمی‌خورد ولی او باز هم دست نداشت.


یک روز دیگر 175 نفر که داشتند زنده زنده زیر خاک دفن می‌شدند، وقتی خاک بر سر صورتشان می‌ریخت دست نداشتند که جلو صورت‌هایشان بگیرند، دستانشان را با سیم تلفن صحرایی که سفت و برنده است بسته بودند.

این روزها همه جا نقل مظلومیت 175 غواص شهیدی است که پس از 30 سال تصمیم گرفتند خورشید حضور خود را به شب زدگانی که ما باشیم، نشان بدهند. پریچهرهای آسمانی آمدند و با همان دستان بسته قفل فراموشی از چشم‌ها و گوش‌های ما باز کردند تا ببینیم و بشنویم برای حفظ وجب وجب این مرز پرگهر خون دلها خورده‌ایم.

چه رعنا قامتان نازنینی دست از جان شیرین‌شان شسته‌اند تا چراغ مردانگی و فتوت در سرزمین شیعه خاموش نشود.



وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  ادبی، 
برچسب ها: دلنوشته، شهید، دفاع مقدس،  
[ دوشنبه 25 خرداد 1394 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]


شب جمعه با جمعی از بچه های بسیج به خانه امامی رفتیم.  زودمان است که قبل از نامش بنویسیم و بگوییم: مرحوم امامی.
پیش تر بارها رفته بودیم ولی امامی بود و راضیه ای که با یکدیگر و با ما می گفتند و می شنیدیم و لبخند می زدیم. هر چه بود شور بود و شوق. امامی هر چه داشت بی ریا در طبق می گذاشت: خالص و بی کم و کاست. همان گونه که زندگی اش را در «من یزید عشق» در طبقی نهاده بود و به درگاه دوست پیشکش کرده بود.
 فصل انار و خرما که می رفتیم کیفمان به راهتر بود که همیشه کیفمان به راه بود. با همان لهجه شیرین حلوانی اش می گفت: بخورید. برای اینها پول نداده ام.
مجلس آرا بود و متکلم خوش ذوق. متکلم وحده نبود ولی دیگران را مجال گفتن نبود که محو سخنانش بودند و گرم لبخند زدن. بخصوص وقتی با راضیه وارد بگو مگو می شد. می خندیدند و کَل می انداختند. و ما هم می خندیدیم و خلاصه بزمی می آراستند که گذشت زمان در آن معنا نداشت. 
اما این بار رفتیم؛ امامی در قاب عکس کوچکی جا خوش کرده بود بی آن ملاحت همیشگی در لبخندش. قابی کنار قاب عکس شهیدش. نگاهمان می کرد ولی این نگاه سرد و یاس آور کجا و آن نگاه گرم و شورانگیز کجا؟ خرما آوردند ولی خرماهای امامی طعم دیگری داشت.
کمی نشستیم فاتحه خواندیم یکی از بچه ها هم کمی از امامی و روحیاتش گفت و این که همه بچه های بسیج داغدار شده اند و خود را صاحب درد می دانند و اندوه. 

یادش را گرامی داشتیم راهش را ...  ؟!



طبقه بندی: فرخی،  شعر من،  تسلیت، 
برچسب ها: فرخی، دلنوشته، تسلیت،  
[ جمعه 1 خرداد 1394 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424