نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان
شهدا شرمنده ایم

هم رزم من سنگ صبور غم هام  
به دیدنم بیا که خیلی تنهام

چند روزه که آب و غذا نخوردم
بیا ببین چه جوری جون سپردم

بیا ببین چه حال زاری دارم
ببین تو جسم خسته و فگارم



وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  شاعران ایرانی، 
برچسب ها: شعر، دفاع مقدس، شاعر نوجوان، فاطمه مهدوی،  
[ سه شنبه 11 آذر 1393 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
از یکی از بچه های گروهان پرسیدم: عباس آقا رحمانی این جاست؟
جواب داد: عباس آقا نمی شناسم.



نسیم فرخی:
حضور جوانان در جبهه های نبرد با یک دنیا نشاط و سرزندگی و خاطره همراه است. جوانانی که با عشق و علاقه و اخلاص پای به میادین دفاع مقدس از کیان و شرف و آزادی و وطن خویش نهادند و با رشادت در سخت ترین صحنه های خون و خطر، حماسه آفریدند.
یکی از این رزمندگان آقای عبدالحسین صفار است. وی به همراه پدر مرحومش ماشاء الله و برادرش حاج محمود دوش به دوش رزمندگان اسلام به نبرد پرداخته است و خاطرات فراوان و شیرینی از آن روزها به یاد دارد که با شور و حرارت خاصی نقل می کند.
در خلال برنامه بسیار دلنشین « شبی با لاله های آسمانی» که دوشنبه شب به همت پایگاه بسیج مهدیه و کانون سقا در هیئت متوسلین به قمر بنی هاشم(ع) برگزار شد خاطره ای نقل کرد که شنیدنش خالی از لطف نیست


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: فرخی،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، فرخی،  
[ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

کوی شهدا، نام کوچه‌ای است که مملو از خانواده شهداست یکی از این خانواده‌ها تمام پسرانش را فدای انقلاب کرده است ۵ پسر که هرکدام دین خودرا یا با شهادت و یا با جانبازی ادا کرده‌اند.

سه شهید و چهار جانباز در خانواده‌ای که عاشق انقلاب بودند

تا شهدا - درودیوار خانه را که می‌نگری مملو از عکس‌های شهداست اصلا کوچه‌ای که در آن زندگی می‌کنند به نام کوی شهدا نام‌گذاری شده است چراکه در همسایگی‌شان خانواده‌های شهدای زیادی زندگی می‌کنند، معنویت کوچه برای مهمانان تازگی دارد اما اهالی محله این کوچه را خوب می‌شناسند، کوچه‌ای که شامل خانواده‌ای عاشق است …

خانواده کار کوب زاده دارای ۵ پسر بود که دو تا از آنان به نام های عبدالجلیل وخلیل شهید،برادر دیگر به نام منصور جاویدالاثر، عبدالحمید جانبازو محمدرضا آزاده و جانباز است . مادر و دختر خانواده نیز جانبازند اما خم به ابرو نیاورده و سالهاست با یاد شهدای خود زندگی می کنند.

خبرنگار ما در گفتگویی با خانم کارکوب زاده خواهر سه شهیدو جاوید الاثر و دو جانباز هشت سال دفاع مقدس، به نگارش خاطرات وی می پردازد:

آبادان برای ما خاطرات تلخ و شیرین زیادی به یادگار دارد

زمانی که ابتدایی بودم هنوز انقلاب نشده بود و ما در مدرسه معلمانی داشتیم که بسیار خشن بودند. خوب خانواده ما در جریان انقلاب فعالیت بسیار زیادی داشت و این مطلب از نگاه این معلمان مستبد دور نمانده بود چراکه آنان وابستگی هایی به ساواک داشتند. به همین دلیل هر روز در مدرسه رفتارهای بدی از آنان می دیدیم به طوری که روزی نبود که از رفتارهای خشن آنان در امان باشیم از پاره کردن دفتر وکتاب هایمان گرفته تا ناسزا گویی و … اما به هرحال تحمل می کردیم تا اینکه انقلاب شد و خیالم بابت مدرسه راحت شد.

اما هنوز روی آرامش را ندیده بودیم که جنگ شروع شد و همه خانواده برای دفاع از وطنمان بسیج شدیم.

کلید خانه مان همیشه کنار گلدان بود


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خبر، گزارش، دفاع مقدس،  
[ یکشنبه 9 آذر 1393 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

خاطرات بازیگری که ۲۸ بار شهید شد

سیدجواد هاشمی از اینکه امروز از عطوفت بسیجی‌ها سخنی گفته نمی‌شود و همچنین از خاطرات خود در نقش‌های بسیجی و فیلم‌های دفاع مقدسی سخن گفت.

خاطرات بازیگری که ۲۸ بار شهید شد

تا شهدا - سیدجواد هاشمی از اینکه امروز از عطوفت بسیجی‌ها سخنی گفته نمی‌شود و همچنین از خاطرات خود در نقش‌های بسیجی و فیلم‌های دفاع مقدسی سخن گفت.
«بسیجی که فکر می‌کند باید خشونت به خرج دهد رهرو راه بسیج و یا دفاع مقدس نیست»؛ این جمله سیدجواد هاشمی است که به جبهه رفته و شاید بیشترین بازیگر فیلم‌های دفاع مقدسی باشد. شاهد این حرف هم این است که اگر نامش را در ویکی پدیا جستجو کنید می‌بینید ۲۸ بار در فیلم‌هایش به شهادت رسیده است.

هاشمی در این گفتگو از چگونگی حضورش در جنگ و آشنایی خود با رسول ملاقلی‌پور و تجربه‌هایی که در فیلم‌های دفاع مقدسی داشته است سخن گفت. پنجم آذرماه روز تشکیل بسیج مستضعفان به فرمان امام خمینی (ره) است و به همین مناسبت هفته‌ای که گذشت هفته بسیج نام گرفت. سیدجواد هاشمی هم با ما از ویژگی‌های بسیجی‌ها سخن گفت و اینکه این ویژگی‌ها امروز در فیلم‌های دفاع مقدسی به چشم نمی‌خورند.

سیدجواد هاشمی در گفتگو با خبرنگار مهر به اولین فیلم خود با موضوع جنگ اشاره کرد و درباره آشنایی خود با رسول ملاقلی‌پور گفت: اولین فیلم من «پرواز در شب» ساخته ملاقلی‌پور بود و من در جبهه با وی آشنا شدم، آن هم به این دلیل بود که هر دوی ما کار عکاسی می‌کردیم. من ۱۷ ساله بودم که وارد لشگر ۲۷ محمدرسول الله(ص) شدم و در واحد تبلیغات کار عکاسی می‌کردم. وظیفه‌ام این بود که از شهدای ایرانی عکس بگیرم و ملاقلی‌پور از جنازه‌های عراقی عکس می‌گرفت.

پیکر قطعه قطعه‌ای که باعث دوستی هاشمی و ملاقلی پور شد

وی ادامه داد:


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: گزارش، خاطره، دفاع مقدس، بازیگر، سید جواد هاشمی،  
[ یکشنبه 9 آذر 1393 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
مراسم معنوی و روح بخش« شبی با شهدا» توسط بسیج مهدیه خواهران فرخی برگزار می گردد.
تصویر شبی باشهدا سال 1392

نسیم فرخی: پایگاه بسیج مهدیه خواهران فرخی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: مراسم معنوی و روح بخش شبی با شهدا با هدف گرامی داشت یاد و خاطره شهدای عزیز دوشنبه شب مورخ دهم آذرماه از ساعت 6 تا 8  در مکان ساختمان هیئت قمر بنی هاشم (ع) شهر فرخی برگزار می گردد.
لازم به یادآوری است که این مراسم چندین سال است که از سوی پایگاه مهدیه همراه با برنامه های جذاب و آموزنده و اثرگذار برگزار می گردد.



طبقه بندی: خبر،  فرخی،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خبر، شبی با شهدا، فرخی،  
[ جمعه 7 آذر 1393 ] [ 04:47 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

راقی‌ها اول كمك خلبان‌ها را اسیر كردند و برای شهید چاغروند شرط گذاشتند كه اگر به امام و نظام جمهوری اسلامی توهین كند وی را نمی‌كشند.

خلبانی كه سرش را با كلاه بریدند
4 آذر 1393-14:15:31
منبع: جام جم
پیوند: برای توضیحات بیشتر اینجا كلیك كنید
فرستنده: دبیر سایت

برای نمایش كامل تصویر كلیك كنید

خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: عراقی‌ها اول كمك خلبان‌ها را اسیر كردند و برای شهید چاغروند شرط گذاشتند كه اگر به امام و نظام جمهوری اسلامی توهین كند وی را نمی‌كشند. وقتی قبول نكرد با چاقو ضربه‌ای به او زدند و تهدید كردند اگر توهین نكنی سرت را می‌بریم.

سردار غیاثی راد، جانشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس با اشاره به خصوصیات سرلشكر خلبان، شهید غلامرضا چاغروند، گفت: این شهید از جمله ارتشیان انقلابی بود كه پیش از انقلاب در منطقه اصفهان و خرم آباد تصاویر و اعلامیه های امام خمینی را پخش می كرد و از این رو بسیاری از شخصیت های ارتشی كه وی را می شناسند می گویند اولین نفری كه عكس امام را به ما نشان داد غلامرضا بود.

جانشین بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس افزود: 


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس، شهید،  
[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
شجره طیبه - ویژه نامه هفته بسیج
  • بسیج از منظر آفتاب بسیج از منظر آفتاب ( بیانات مقام معظم رهبری)
  • سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جوانانی که از لذات و هوسهای جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سر ترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند و یار و دیار را در قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند و از هیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ و ارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند. 
    بیانات مقام معظم رهبری درگرامیداشت هفته بسیج 2/9/68
  • بسیج عظیم مردمی، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است. 
    مقام معظم رهبری، خطبه نماز جمعه 1/9/81


  • وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: مناسبتها،  جبهه و دفاع مقدس، 
    برچسب ها: مناسبت، بسیج، رهبر انقلاب،  
    [ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
    كارت شهید و پیام آن

    در دژ امام محمد باقر(ع) واقع در طلائیه پیکر شهیدی کشف شد که سر نداشت و پیکرش دو نیم شده بود. داخل جیب های لباس تعدادی کارت و یک قرآن کوچک و یک خودکار بود. روی یکی از کارتها با خطی بسیار زیبا و زرد رنگ نوشته بود: «و خداوند ندا می دهد که شهدا به بهشت در آیند.» از پیکر شهید و کارت او یک عکس گرفتم. وقتی خواستم دوباره کارت را ببینم در کمال تعجب دیدم محو شده است. پیش خود گفتم حتما نور خورشید و یا... باعث شده جمله پاک شود، از آن گذشتم. در مرخصی جریان را برای یکی از علما تعریف کردم، ایشان گفتند بروید عکس را چاپ کنید، اگر چاپ شد، جریان خاصی نبوده، اما اگر چاپ نشد برای ما پیام داشته است. تمام عکسها بسیار شفاف چاپ شد به جز آن عکسی که از کارت گرفته بودم، حالتی نور خورده و مات داشت.

    ***

    وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
    برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس، شهید،  
    [ یکشنبه 2 آذر 1393 ] [ 10:54 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

    ساده بود و تمیز. می‌گفت: «به نظر من هر آدمی دو دست لباس داشته باشد بس است. یک دست را بپوشد، یک دست را بشوید». حواسش خیلی جمع بود که گرفتار عافیت و رفاه طلبی نشود.


    هفت روایت از زندگی شهید حمید باکری به بهانه سالروز تولدش

    تا شهدا - اول آذر سالروز تولد سرداری از غیورمردان آذربایجان است که آوازه اخلاص و دیانتش در لشکر 31 عاشورا زبانزد بود. مردی که با شجاعت و درایت مثال زدنی‌اش حماسه‌های ماندگاری دردوران دفاع مقدس آفرید و نام خود را در جریده عاشقان شهادت ثبت کرد.

    برای کسی که اهل این آبادی نبود

    اول آذر سالروز تولد سردار «شهید حمید باکری» جانشین فرمانده لشکر 31 عاشورا است. این سردار نستوه پس از سال‌ها مجاهدت ، سرانجام در عملیات خیبر بر اثر اصابت ترکش به شدت مجروح شد و روح بزرگ این مجاهد بزرگ به آسمان پر کشید. به بهانه سالروز تولدش فرازهایی از سیره و سلوک این مرد الهی را مرور می‌کنیم:

    مرد ساده

    اهل "اینجا" نبود. مال "آبادی" دیگر بود. در سرش سودای دیگری داشت. پی "چیزی" می‌گشت. به دنیا پشت کرده بود . انگار دنیا از چشمش افتاده بود! به قول همسرش: «هیچ وقت از دنیا حرف نمی‌زد». زندگی ساده‌ای داشت. لباس ساده می‌پوشید. در بند مو و اینطور چیزها نبود. "ساده بود و تمیز". می‌گفت: «به نظر من هر آدمی دو دست لباس داشته باشد بس است. یک دست را بپوشد، یک دست را بشوید». حواسش خیلی جمع بود که گرفتار عافیت و رفاه طلبی نشود. از تجمل و اسراف شدیداً پرهیز داشت. به همسرش مدام سفارش می‌کرد : «درست زمانی بروید خرید که واقعاً معطل مانده باشید».


    وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
    برچسب ها: گزارش، شهید، دفاع مقدس،  
    [ یکشنبه 2 آذر 1393 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

    آخرین پیام امام خمینی در آستانه سالگرد بسیج مستضعفین

    تاریخ:67/9/2

    بسم الله الرحمن الرحیم


    تشكیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از بركات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود كه بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. 

    در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصا جنگ‚ بودند نهادها و گروه های فراوانی كه با ایثار و خلوص و فداكاری و شهادت طلبی‚ كشور و انقلاب را بیمه كردند. ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق كاملی از ایثار و خلوص و فداكاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم‚ چه كسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است كه شكوفه های آن بوی بهار وصل و طراوات یقین حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته های رفیع آن‚ اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن‚ نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را كه همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند. 

    من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و


    ادامه مطلب

    طبقه بندی: مناسبتها،  جبهه و دفاع مقدس، 
    برچسب ها: مناسبت، هفته بسیج،  
    [ پنجشنبه 29 آبان 1393 ] [ 10:53 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
    برای تو می‌نویسم

    برای تویی که عباس از تو بود


    خبر همان لحظه در رسانه‌ها منتشر شد و چند کلمه‌ای بیشتر نبود؛ «بانو فاطمه خوئینی مادر شهید عباس بابایی به دیدار فرزند شهیدش شتافت».
    برای تویی که عباس از تو بود

    سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس: چه باید نوشت و از که باید گفت؟ وقتی قرار می‌شود از مادری بنویسی که در کمال صبوری و متانت سال‌های بسیاری را در انتظار نگاهی دوباره از فرزند شهیدش سپری کرده است، ناگهان قلمت سنگین می‌شود و دستانت به رعشه می‌افتد. چه باید بنویسی تا قدر مادری مانند او ادا شود؟

     یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه؟

    سلام بانو!


    وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: ادبی،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
    برچسب ها: ادبی، شهید بابایی، مادر،  
    [ دوشنبه 26 آبان 1393 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
    شکست حصر سوسنگرد؛ حماسه‌ای بزرگ/ 22

    روایت مدافع بومی سوسنگرد از روزهای محاصره/ تنها یک خیابان مانده بود تا سقوط سوسنگرد


    با رشادتی که نیروهای رزمنده در آخرین سنگرها برای دفاع از سوسنگرد انجام دادند تانکی را که به خیابان شهر وارد شده بود به آتش کشیدند و انفجار این تانک باعث وحشت و فرار ارتش عراق و نماد تحقیر آنها شد.
    روایت مدافع بومی سوسنگرد از روزهای محاصره/ تنها یک خیابان مانده بود تا سقوط سوسنگرد

    به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، در 26 آبان 1359 یعنی در همان آغازین روزهای شروع جنگی تحمیلی ارتش عراق در صدد تصرف و اشغال مجدد شهر استراتژیک سوسنگرد بود. سقوط این شهر می‌توانست مقدمه‌ای باشد برای اشغال و سقوط استان خوزستان، اما ارتش تا دندان مسلح عراق با ایستادگی و پایداری اندک نیروهای باقیمانده در شهر مواجه شد و ناکام ماند.

    عبدالله جلالی دبیر بازنشسته و از جله مدافعان بومی سوسنگرد، خاطره آن روزهایش در دفاع از شهر بی‌پناه سوسنگرد را در گفت‌ و گو با دفاع پرس، مرور کرد:

    سوسنگرد از جمله شهرهایی از استان خوزستان بود که در هفته اول جنگ به تصرف دشمن درآمد. علت این سقوط زودهنگام نیز مشخص بود چرا که ارتش عراق به سبب تجهیزاتی که غربی‌ها در اختیار صدام گذاشته بودند و برنامه‌ریزی او برای چنین حملاتی کاملا آماده بود. از طرفی ما هم تازه انقلاب کرده بودیم و ارتش ما از هم پاشیده شده بود و سران ارتش هم عمدتا اعدام شده بودند و در چنین شرایطی سپاه نیز به تازگی تازه تشکیل شده بود و چیزی جز اسلحه سبک در اختیار نداشت تا برای مقابله با بعثی‌ها استفاده کند.


    وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
    برچسب ها: خبر، گزارش، دفاع مقدس،  
    [ دوشنبه 26 آبان 1393 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

    بسم الله النّور


    خدا می خواست بارونی بباره
    به این رودی که سر رو سنگ می زد
    به این رودی که از زخم محرم
    به خاک سرد جبهه چنگ می زد

    شبیه لشکر ارباب... انگار
    سپاه کربلا تو دهلران بود
    چنان از شرم، آب آشفته می شد
    که سر کوبید و طغیان کرد این رود


    وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  شاعران ایرانی، 
    برچسب ها: شعر، دفاع مقدس، شهیدان محرم،  
    [ دوشنبه 26 آبان 1393 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

    پاسدار شهید احمد خادم الحسینى در سال 1332 در شیراز متولد شد. از همان دوران نوجوانى در کنار تحصیل، شبانه کار مى کرد. پس از پیروزى انقلاب اسلامى به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در اولین مأموریت به کردستان رفت. در دوران جنگ تحمیلى چند بار به جبهه رفت و یك بار مجروح شد. سرانجام در مورخه 20/2/1361 در مرحله اول عملیات بیت المقدس (فتح خرمشهر) به شهادت رسید. آنچه می خوانید روایتی از مراسم تدفین این شهید بزرگوار.

    «پس از عملیات بیت المقدس که منجر به فتح خرمشهر گردید عده اى از شهدایى را که در این عملیات به شهادت رسیده بودند به شیراز آوردند. جمعیت زیادى از مردم در این مراسم تشییع حضور یافته بودند که در میان آنها علماى شهر دیده مى شدند.

    اجساد مطهر شهدا در میان حزن و اندوه فراوان مردم بر دستهاى آنان تا «دارالرحمه » شیراز تشییع گردید وپیكرهاى مطهر شهدا در قبرهایى که از قبل آماده شده بود، قرار گرفت.

    در شیراز رسم بر این بود که علماى شهر بخصوص روحانیونى که از لحاظ سنى و موقعیت اجتماعى از دیگران ممتازتر بودند مسؤولیت تلقین شهدا را برعهده مى گرفتند. حجة الاسلام و المسلمین طوبائى از روحانیون شهر که امام جماعت مسجد کوشک عباسعلى شیراز بود، نقل مى کرد: شب قبل که براى نماز شب برخاستم مسائلى برایم پیش آمد که دانستم فردا با امری عجیب مواجه مى شوم.

    وقتى وارد قبر شدم تا تلقین شهید مورد نظر را انجام دهم، به محض ورود به قبر در چهره شهید حالت تبسمى احساس کردم و فهمیدم با صحنه اى غیر طبیعى روبرو هستم. وقتى خم شدم و تلقین شهید را آغاز کردم، به محض اینكه به اسم مبارك امام زمان(عج) رسیدم مشاهده کردم جان به بدن این شهید مراجعت کرد، چون شهید به احترام امام زمان(عج) سرش را خم کرد، به نحوى که سر او تا روى سینه خم شد و دوباره به حالت اولیه برگشت.

    در آن لحظه وقتى احساس کردم حضرت صاحب الزمان(عج) در موقع تدفین آن عزیز حضور یافته است، حالم منقلب شد و نتوانستم با مشاهده این صحنه عجیب و غیرمنتظره تلقین را ادامه دهم.

    پس از اینكه حالم دگرگون شد و نتوانستم تلقین شهید را ادامه دهم، به کسانی که بالاى قبر ایستاده بودند و متوجه حال منقلب من نبودند اشاره کردم که مرا بالا بكشند.

    وقتى آنها چشمان پر از اشك و حال دگرگون مرا دیدند، سراسیمه مرا از قبر بالا کشیدند و از من پرسیدند: چه شده؟ چرا تلقین شهید را تمام نكردید؟ در جواب به آنها گفتم: اگر صحنه هایى را که من دیدم شما هم مى دیدید مثل من نمى توانستید تلقین شهید را ادامه دهید، و اضافه کردم کسی دیگر برود و تلقین شهید را بخواند و تمام کند چون من دیگر قادر به ادامه این کار نیستم.




    طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
    برچسب ها: خاطره، شهید، امام زمان(عج)،  
    [ جمعه 23 آبان 1393 ] [ 06:43 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
    ابراهیمی، از جانبازان دفاع مقدس از خاطره شهید شدنش و اعزام به آلمان برای مداوا شدن و اتفاقات جالب در آنجا می گوید.
    شهید اراکی که زنده شد و پایش جا نماند+تصاویر

    به گزارش دفاع پرس از اراک، سید علی اکبر ابراهیمی جانباز دفاع مقدس از خاطرات مجروح شدن خود می گوید : من حدود چهار بار مجروح شدم، کلاس چهارم ابتدایی بودم از مدرسه فرار کردم و چون سنم قانونی نبود شناسه ام را دست کاری کردم و به جبهه رفتم . آن روزها عشق و عاشقی یک معنی دیگری داشت و بچه ها جور دیگری عاشق ولایت و رهبری بودند.
    در یک عملیات دو ترکش به ران پایم خورد و آمدم عقب،یک ماهی بستری بودم وخوب شدم و دوباره به جبهه رفتم.
    در عملیات دیگری شیمیایی شدم و در کانون شهر صنعتی اراک بستری بودم و بعد از این که خوب شدم مجددا به جبهه بازگشتم و در مرتبه سوم مجروحیتم منجر به شهادتم شد.
    در عملیات کربلای 5 من ضربه مغزی شدم و از آن جا من را به معراج الشهدای خرمشهر هدایت کردند 


    وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

    طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس، 
    برچسب ها: گزارش، دفاع مقدس، جانباز،  
    [ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.

    تعداد کل صفحات : 11 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  

    درباره وبلاگ


    یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
    گردد شمامه کرمش کارساز من

    نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

    نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

    نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

    نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

    نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

    اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

    نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

    اینک این شما و این خنکای نسیم.

    بهروز باشید و همیشه بهاری





    نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
    تلفنهای ارتباط

    03158534573 : داخلی
    09132231292 : همراه
    رایانامه
    raeesi65@gmail.com

    آمار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب
    http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات