نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان

شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم. با خنده گفت:


همه چیز خریده‌ایم غیراز پارچ

تا شهدا - جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت.

به شوخی ادامه دادم:

بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و کسری داری برات بیاره.

شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم. با خنده گفت:

این رو هم بگذار روی جهیزیه ی فاطمه

فردا رفتیم سراغ جهیزیه. دیدیم همه چیز خریده‌ایم، غیراز پارچ.


شهید عبدالحسین برونسی





طبقه بندی: خاطره،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس، مادر، شهید،  
[ پنجشنبه 11 دی 1393 ] [ 08:18 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

دوازدهمین همایش ادبی سوختگان وصل در مقام صبر
 
بسمه تعالی
 
دوازدهمین همایش ادبی سوختگان وصل
در مقام صبر
موضوع : نکوداشت پدران شهدا
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود؛ ولیک به خون جگر شود
 
 
در دو بخش شعر و داستان
مهلت دریافت آثار : اول بهمن ماه 93
زمان برگزاری :  27 بهمن ماه  93
مکان : تالار علامه امینی دانشگاه تهران
 
نشانی : تهران – صندوق پستی 1689 – 13145
شماره تماس و نمابر : 66484522
رایانامه :
sokhteganevasl@gmail.com
 
دفتر ادبیات و هنر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران



طبقه بندی: خبر،  ادبی،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: مسابقه، شعر، داستان، پدر، شهید،  
[ دوشنبه 8 دی 1393 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

ما که شرمنده شهدا و بازماندگانشان هستیم و حالا بعد از سال‌ها به سراغ‌شان می‌رویم و میان غبار فراموشی و دلتنگی فرزندان دلبندشان، خاطرات شهدا را ورقی می‌زنیم تا شاید بتوانیم زندگی تا شهادت این حماسه‌آفرینان که شهرتشان را در گمنامی می‌دیدند را روایت کنیم. آنچه در پی می‌آید حکایت مادرانه پروانه حسنی‌دانا است از فرزند مفقود‌الجسدش شهید فتح‌الله مشهدی حسین.

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۶
منتظر تکه‌ای از لباس پسرم هستم

تا شهدا - ما که شرمنده شهدا و بازماندگانشان هستیم و حالا بعد از سال‌ها به سراغ‌شان می‌رویم و میان غبار فراموشی و دلتنگی فرزندان دلبندشان، خاطرات شهدا را ورقی می‌زنیم تا شاید بتوانیم زندگی تا شهادت این حماسه‌آفرینان که شهرتشان را در گمنامی می‌دیدند را روایت کنیم. آنچه در پی می‌آید حکایت مادرانه پروانه حسنی‌دانا است از فرزند مفقود‌الجسدش شهید فتح‌الله مشهدی حسین.

پسرم 17 سال داشت، سر‌باز بود که رفت جنگ. دبیرستانش که تمام شد راهی شد. دانشگاه هم شرکت کرد، اما قبول نشد. من نگران بودم، خدمتش در زمان جنگ بود. چهار پسر داشتم و دو دختر. آن زمان دو تا از پسر‌هایم در‌جه‌دار ارتش بودند و در منطقه حضور داشتند. یکی در نیروی هوایی بود و دیگر پسرم در نیروی زمینی. هر چقدر برادرها اصرار کردند که ما هستیم و می‌جنگیم، ‌تو دیگر بمان و نیا، نپذیرفت و گفت: ‌نه من هم می‌خواهم برای دفاع از مملکتم بجنگم. من که اینجا کاری ندارم. نباید بمانم. اگر کاری از دستم بر‌می‌آید باید انجام دهم.

عزمش را جزم کرده بود، رفت و سه ماه آموزشی دید. تابستان بود که رفت. شهریور ماه قبل از مفقودالاثر شدنش یک بار به مرخصی آمد. پدرش و برادر‌ها خیلی جستجو کردند و هیچ چیزی پیدا نشد. پسرم دیگر نیامد. فتح‌الله در شهریور1361 مفقود‌الاثر شد.


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس، مادر، شهید،  
[ شنبه 6 دی 1393 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
یکی از مهمترین موضوعات در میدان کار تفحص چگونگی تشخیص پیکر شهدا از اجساد عراقی است. 
تفحص مفقودین:
در هنگام جنگ تحمیلی 8 ساله، بدلیل نامساعد بودن وضعیت جغرافیایی مناطق عملیاتی، حجم آتش دشمن و قرار گرفتن شهدا در محدوده‌ای بین نیروهای خودی و دشمن، امکان جابه جایی و انتقال ابدان شریف تعداد زیادی از شهدا فراهم نشد. بعد از پذیرش قطعنامه 598 و پایان گرفتن جنگ تحمیلی یکی از مهمترین موضوعاتی که در دستور کار مسئولین نظام اسلامی قرار گرفت، تلاش برای تفحص(جستجو) و کشف مفقودین جنگ تحمیلی بود. بر همین اساس  کمیته جستجوی مفقودین با مسئولیت سردار باقرزاده در ستاد کل نیروهای مسلح شکل گرفت.
بنابراین تفحص از نظر لغوی به معنای جستجو و کنکاش و در ادبیات دفاع مقدس به معنای جستجو و تلاش برای یافتن پیکرهای مطهر شهدای به جا مانده در معرکه جنگ، تلقی می شود.
 
 
 
وجه تمایز پیکر مطهر شهدا با اجساد عراقی
یکی از مهمترین موضوعات در میدان کار تفحص چگونگی تشخیص پیکر شهدا از اجساد عراقی است.
در این رابطه تفاوتهای آشکاری بین پیکر شهید و جسد عراقی وجود دارد که به برخی از آنان اشاره می شود:

وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: گزارش، شهید گمنام، تفحص،  
[ پنجشنبه 4 دی 1393 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
سرعت عملیات به نحوی بود که لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) فقط دو ساعت بعد از آغاز عملیات توانست از کانال پرورش ماهی عبور کند. در واقع عملیات بگونه‌ای انجام شد که در دو روز نخست عراقی‌ها متوجه حمله نیروهای ایرانی نشدند.
عملیات کربلای 4 توسط یک خائن پناهنده شده لو رفت/ شهادت 400 فرمانده ایرانی در عملیات کربلای 5

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، متن زیر روایت سردار سرلشکر "سیدیحیی رحیم صفوی" دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا و فرمانده سابق سپاه پاسداران از عملیات کربلای 5 است که در یادواره شهدای این عملیات در دی ماه سال 89 در حسینیه شهدای بسیج تهران بیان شده است.

عملیات کربلای 4 توسط خائنی که بعدها پناهنده شد لو رفت

این عملیات در شرایط بسیار پیچیده سیاسی نظامی داخلی و بین‌المللی، انجام شد. در سال 1365 محور تبلیغاتی در کشور بر این بود که عملیات سرنوشت ‌سازی قرار است انجام شود، از همین رو کشور خود را برای یک عملیات بزرگ آماده می‌کرد. اما پس از چند ماه کار و برنامه‌ریزی، اجرای عملیاتی با نام کربلای 4 به دلیل لو رفتن توسط فرد خبیثی که بعدها پناه شد، با شکست مواجه شد.


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  تحلیل و بررسی،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خبر، خاطره، دفاع مقدس،  
[ سه شنبه 2 دی 1393 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
ستاد مرکزی راهیان نور کشور طی فراخوانی سراسری، مسابقه‌ای را به منظور انتخاب شعار سال عملیات بزرگ فرهنگی تربیتی راهیان نور کشور برگزار می‌کند.
اعلام فراخوان مسابقه انتخاب شعار سال راهیان نور

به گزارش خبرنگار حماسه وجهاد دفاع پرس، در حالی که هنوز 2 ماه به آغاز ایام اوج راهیان نور جنوب کشور باقی‌مانده، این ستاد در نظر دارد طی فراخوانی عمومی، شعار انتخابی عملیات راهیان نور سال آتی را به مرحله اجرا در آورد.

طبق اعلام روابط عمومی و امور بین الملل ستاد مرکزی راهیان نور کشور، علاقه‌مندان می‌توانند شعار مورد نظر خود را به قسمت «ارتباط با ما» پایگاه اطلاع‌رسانی ستاد مرکزی راهیان نور کشور به نشانیwww.rahianenoor.comارسال کنند.

پس از جمع‌آوری نظرات، شعار برتر از میان شعارهای ارسال شده به ستاد مرکزی راهیان نور کشور بررسی و انتخاب می‌شود تا برنامه‌ریزی به منظور تحقق شعار سال راهیان نور نیز انجام شود.

  روابط عمومی ستاد مرکزی راهیان نور مهلت ارسال آثار را از روز دوشنبه اول دی ماه به مدت 15 روز (تا 15 دی ماه) در نظر گرفته است.

در بخشی از اطلاعیه روابط عمومی راهیان نور آمده است :


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: خبر،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خبر، دفاع مقدس،  
[ سه شنبه 2 دی 1393 ] [ 08:07 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
رودهای متلاطم که به هم آیند و یکی شوند دریا می آفرینند؛«خروشان، ژرف، بی پهنا، کف آلود»
خون شهید که جنبش بیاغازد اقیانوس عشق و حماسه و عرفان می آفریند؛ پر از موجاموج شور و شوق و ارادت.
شنبه بعد از ظهر ساعت 13 ، رودهای متلاطم از کوچه پس کوچه های فرخی و اطراف به هم آمدند و دریا آفریدند.
خون پاک دو شهید گمنام جنبش آغازید و اقیانوس آفرید.

همه آمده بودند، با بغضی سنگین و فروخورده.
همه آمده بودند با کوله باری از غم و اندوه.
همه آمده بودند با سبدهایی از گلهای ارادت.
همه آمده بودند با چشمانی اشک بار و دلهایی داغدار.
همه آمده بودند پدر شوند، مادر شوند، خواهر شوند، برادر شوند.

دو قطعه استخوان و این همه جوشش!
دو قطعه استخوان و این همه زایش!
دو قطعه استخوان و این همه رویش! 
دو قطعه استخوان و این همه پویش!

دو قطعه استخوان و این همه پدر!
دو قطعه استخوان و این همه مادر! 
دو قطعه استخوان و این همه برادر! 
دو قطعه استخوان و این همه خواهر!

اینها دو قطعه استخوان نبودند 
 قطعاتی از بهشت بودند
که آمده بودند کویر را پر از شکوفه های ایمان کنند
قطعاتی از بهشت بودند 
که آمده بودند دلها را پر از گلهای وصل کنند
قطعاتی از بهشت بودند
که آمده بودند دست خاکیان را بگیرند و به افلاک برسانند

آنها که آمدند، همه آمدند
آنها که باشند، همه هستند




طبقه بندی: ادبی،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت،  فرخی، 
برچسب ها: دل نوشته، مراسم، شهید، فرخی،  
[ یکشنبه 30 آذر 1393 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
نسیم فرخی: لحظه به لحظه هشت سال دفاع مقدس و جانانه ملت انقلابی و نستوه ایران اسلامی سرشار از خلق خاطرات زیبا و حماسی است.
مادرانی که در مکتب فاطمه زهرا و زینب کبری و ام البنین و ام وهب (سلام الله علیهن ) پرورش یافته اند، لحظاتی ناب و به یادماندنی آفریده اند که هیچ گاه از ذهن تاریخ سترده نخواهد شد.
مادرانی که با تمام شور و شوق، شیره زندگی و عصاره عمر خویش را خالصانه در طبق عشق می نهادند و آب و آیینه و قرآن در دست میوه دل خود را به کربلای ایران بدرقه می کردند بی آن که هیچ گونه چشم داشتی داشته باشند.
یکی از این مادران حماسه آفرین، مادر شهید فصیحی و جناب سرهنگ فصیحی، فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهرستان خور و بیابانک ، است. مادری که با رفتار خویش، درسی تمام نشدنی و پایان ناپذیر به همه مادران و بالاتر از آن همه انسان های آزاده آموخت. 

آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس
جناب سرهنگ فصیحی در جلسه ستاد استقبال از شهدای گمنام شهر فرخی خاطره خویش را از مادرش چنین بیان کرد:

وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس، مادر، شهید، سرهنگ فصیحی،  
[ یکشنبه 30 آذر 1393 ] [ 08:20 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
ستاد استقبال از شهدای گمنام شهرستان، برنامه زمان بندی مراسم شهدای گمنام را تدوین کرد


نسیم فرخی به نقل از یک منبع آگاه: ستاد استقبال از شهدای گمنام شهرستان، برنامه زمان بندی مراسم شهدای گمنام را به شرح زیر تدوین کرده است:
جمعه شب: مراسم استقبال از دو شهید گمنام در روستای شهیدپرور چاهملک ساعت19 تا 22.
شنبه: مراسم استقبال از دو شهید گمنام در شهر فرخی ساعت 13تا 16.
شنبه شب: مراسم وداع با شهیدان گمنام همراه با ویژه برنامه عزاداری رسول مکرم اسلام(ص) و امام حسن مجتبی(ع) در شهر خور از ساعت 18 تا 21.
یک شنبه: تشییع و تدفین شهدا ساعت 9 تا 12 در شهر خور.
سه شنبه : مراسم ویژه سومین روز به خاک سپاری در شهر خور( قبه الشهدا یا مسجد النبی) ساعت 14تا16.
سه شنبه: مراسم تشییع و تدفین دو شهید گمنام در شهر جندق.
شنبه 6 دی ماه: مراسم ویژه هفتمین روز به خاک سپاری شهدا در شهر خور(قبه الشهدا یا مسجد النبی) ساعت 14 تا 16.




طبقه بندی: خبر،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، شهرستان، شهدای گمنام،  
[ پنجشنبه 27 آذر 1393 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
من در عجبم با همه نامی که تو داری
این خلق چرا نام تو گمنام نهادند


دل نوشته نسیم را در ادامه مطلب بخوانید

وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: ادبی،  جبهه و دفاع مقدس،  شعر من،  فرخی، 
برچسب ها: دل نوشته، ادبی، شهید گمنام، فرخی،  
[ پنجشنبه 27 آذر 1393 ] [ 04:37 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

پسرم تا چند روز پیش مفقود الاثر بود

«ام کلثوم رجبی» مادر شهید تازه تفحص شده «محسن رجبی» است. 

پسرم تا چند روز پیش مفقود الاثر بود

تا شهدا - او بعد از گذشت 30 سال برای دیدن پیکر فرزند شهیدش به معراج شهدا پا می‌گذارد و کفن فرزندش را در آغوش می کشد. «شهید محسن رجبی» فرزند رجبعلی متولد 1343 در امیریه تهران است. او یک بسیجی بود که داوطلبانه توسط لشکر 27 محمد رسول الله(ص) تهران به جبهه اعزام شد. از ابتدای جنگ بارها اعزام شد و در جبهه‌ها جنگید تا اینکه به همراه پدرش در سال 1363 در عملیات بدر شرکت کرد. عده‌ای از همرزمانش می‌گفتند آتش از بالا و پایین بر سر رزمندگان روانه بود که او با اصرار، دوستانش را که محاصره شده بودند از یک گذرگاه به عقب هدایت کرد و به همه گفت خودم بعد از شما می‌آیم و عده ای دیگر از دوستانش توصیف کردند که توی قایق روی آب بود که قایقش را زدند و دیگر هیچ چیزی از او ندیدیم. برخی می‌گفتند شهید شده و بعضی دیگر می‌گفتند شاید در محاصره دشمن اسیر شده است. همین روایت‌های مختلف کافی بود که مادرش 30 سال به انتظار آمدنش چشم به راه بنشیند و حتی شهادت فرزندش را باور نداشته باشد و با جدیت بگوید او تا امروز فقط مفقود الاثر بوده است.

اما آنچه از این روایات حقیقت داشت این بود که شهید محسن رجبی در جزیره مجنون و میانه عملیات بدر به اسارت دشمن درآمده بود. او در اسارت به شهادت رسید و بدنش در قبرستان الکرخ عراق دفن بود تا اینکه این پیکر مطهر بعد از گذشت 30 سال از شهادتش طی عملیات تفحص توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح کشف شد. هویت استخوان‌های مطهر این شهید تازه تفحص شده از طریق آزمایش DNA شناسایی شد. این شهید 20 ساله سه برادر داشت که یکی از آن‌ها چند سال پیش بر اثر سانحه‌ای فوت شده بود. پدر شهید نیز 14 سال پیش پس از سال‌ها انتظار دار فانی را وداع گفته و به سوی فرزندش پرکشید. شهید محسن رجبی در آخرین اعزام خود به همراه پدرش به عملیات بدر می‌رود و در این عملیات مفقود الاثر می‌شود. او پیش از اعزام به جبهه در کنکور سراسری رشته عمران قبول شد و قصد داشت پس از بازگشت از این عملیات درس خود را ادامه دهد اما به فیض شهادت نائل شد.


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، گزارش، دفاع مقدس،  
[ دوشنبه 24 آذر 1393 ] [ 10:36 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
وز آخر عکسی از خودش به من داد و گفت که این عکس را فردا روزی که شهید شدم روی اعلامیه‌ام چاپ کنید. آنقدر آرام و مطمئن صحبت می‌کرد که انگار می‌دانست به همین زودی به شهادت می‌رسد.
لایق شهادت بود و عاشق این راه/ روز آخر همه چیز را جا گذاشت

اشاره: شهید کاظم ملکی یکی از رهروان همان قافله پر رمز و راز شهیدانی است که کار در میدان‌های مین را منبع کسب رزق حلال برای خانواده خویش کرده بود. مرد سخت‌کوش و جهادگری که با وجود داشتن زن و فرزند، کمر به خنثی‌سازی مین‌هایی بسته بود که یادگار روزهای خونین دفاع مقدس و دشمنان بعثی است.

شهید کاظم ملکی با همه علاقه‌ای که به زندگی و خانواده‌اش داشت عاقبت در صبح روز 27 تیرماه 1390 از منطقه مرزی آبزیادی در مهران، بال در بال ملائک گشود و آسمانی شد. متن پیش‌رو حاصل گفت‌وگو خبرگزاری دفاع مقدس با همسر این شهید والامقام است:


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، گزارش، دفاع مقدس،  
[ سه شنبه 18 آذر 1393 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
کویتی‌پور در نشست خبری کنسرت نوای عاشقی:

آماده‌ام در خرمشهر و آبادان اجرا داشته باشم/ از گذشته پشیمان نیستم


خواننده آلبوم غریبانه، گفت: امروز که تصمیم به اجرای کنسرت گرفته‌ام تفأل زده‌ام و با قدرت آمده‌ام.
آماده‌ام در خرمشهر و آبادان اجرا داشته باشم/ از گذشته پشیمان نیستم

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دفاع مقدس، نشست خبری اولین کنسرت "غلامعلی کویتی‌پور" صبح امروز آذر با حضور محمود سراجی مدیر موسسه حافظ و بهنام صبوری رهبر ارکستر نوای عاشقی در وزارت کشور برگزار شد.

کویتی‌پور در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه دوست دارم قطعاتی که در این کنسرت اجرا می‌شود پنهان بماند تا مردم شگفت‌زده شوند، گفت: در هر کنسرتی که شرکت می‌کنم دوست دارم قطعات برایم غیرمنتظره باشد.

وی دلیل تاثیرگذاری کارهایش را کار برای خدا عنوان کرد و گفت: جنگ باعث شد شرایط برای ادامه فعالیت‌های موسیقیایی‌ام فراهم نشود، من هم بنا بر تجربه‌ای که داشتم تصمیم گرفتم اشعاری را در قالب حماسه‌خوانی ارائه دهم. با توجه به اینکه کار برای مردم و خدا بود در مقطع زمانی جنگ توانست تاثیرگذاری زیادی داشته باشد.

این نغمه سرای دوران دفاع مقدس از تلاش برای  جبران کم‌کاری ۳۷ سال گذشته خبر داد و گفت: قطعاتی که برای این کنسرت آماده کرده‌ایم یک کار مختص عاشورا و قطعاتی حماسی مربوط به فرهنگ عاشورای است. البته در این کنسرت قطعه احساسی و اجتماعی هم داریم اما وقتی از عشق صحبت می‌کنیم منظورمان همان ذکری است که دل‌های ما را به خدا وصل می‌کند.

کویتی‌پور در خصوص حواشی تولید آلبوم غریبانه دو نیز گفت: وقتی این آلبوم به بازار رفت، من با صداقت  اعلام کردم که نوارها را جمع‌آوری کنند؛ البته این به خاطر کویتی‌پور نبود این به خاطر ملودی‌هایی بود که برای من و برای خاطره جمعی مردم به نوعی قداست خاصی داشتند.

وی افزود: اما متاسفانه هنوز هم رسانه ملی وقتی می‌خواهد از صدای من استفاده کند هماهنگ نمی‌کند و صدای دیگران را به نام صدای من پخش می‌کند و ۳۰ سال است که این اتفاق تکرار می‌شود. دیگر نمی‌خواهم به خاطر این موضوع فکر کنم و ترجیح می‌دهم به آینده نگاه کنم  زیرا انتشار این آلبوم برایم بسیار سنگین تمام شد.

این نغمه سرای دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تمایلش برای اجرا در خرمشهر و آبادن، گفت: من در آنجا زندگی کرده‌ام و بزرگ شده‌ام و با چشم خود به خاک رفتن همبازی‌ها و هموطنان و آوارگی هم‌شهری‌هایم را دیده‌ام آمیدوارم بتوانم برای همشهریان آبادان و خرمشهری‌ام اجرا داشته باشم.

وی با اشاره به اینکه هرگز به باورهای مردم از بالا نگاه نمی‌کنم و به آن‌ها احترام می‌گذارم، خاطر نشان کرد: من به تفعل معتقدام و غیر از این قدمی برنمی‌دارم، امروز که تصمیم به اجرای کنسرت گرفته‌ام هم تفأل زده‌ام و با قدرت آمده‌ام.

کویتی‌پور غمخوار بودن مردم و مملکت را دلیل معرفت خود دانست و افزود: هیچ گاه از گذشته خودم پشیمان نیستم، من در جنگ مربی نظامی بودم و ذوقی برای جبهه می‌خواندم وکارهایم دلی بود.




طبقه بندی: گزارش،  خبر،  جبهه و دفاع مقدس،  فرهنگی، 
برچسب ها: خبر، دفاع مقدس، کویتی پور،  
[ دوشنبه 17 آذر 1393 ] [ 07:29 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

جایی که به درایت و تیز هوشی حاج قاسم پی بردم/کفن پوش، در میان برفها رفتیم/ پزشک مسئول بهداشت را حبس کردم/.....

 

برای صرفه جویی در مصرف گلوله، پاسدارها را سر می‌بریدند

تا شهدا - آن چه در پی میآید؛ خاطرات جانباز نعمت الله پور عبدالله-مسئول تغذیه لشکر 41 ثارالله در دوران دفاع مقدس است که مرور می‌کنیم:


اولین بار، سال 1358 به اتفاق شهیدان کازرونی و همایونفر برای آموزش به تهران اعزام شدیم. آموزش سختی بود. بعد از آن، به فرماندهیِ شهید عرب نژاد به کردستان رفتیم. در کردستان هم شرایط بسیار سختی را می‌گذراندیم. از نظر سلاح و مواد غذایی بسیار در مضیقه بودیم. پس از انجام مأموریت، مجدداً به کرمان بازگشتیم. پس از سه ماه اقامت در کرمان، 36 نفر نیرو در اختیار من گذاشتند که دوباره برای مقابله با ضد انقلاب داخلی به کردستان برویم.


با مشقّت 60 ـ 50 تا اسلحه ژـ 3 از پایگاه دریاییِ سیرجان به کرمان آوردیم که 25 تا از آن‌ها کار می‌کردند و بقیه خراب بودند.

کفن پوش، در میان برفها رفتیم

آن زمان 4 هزار نیروی ضد انقلاب مسلح، شهر مهاباد را محاصره کرده بودند که ما 70 نفر پاسدار از شهر محافظت می‌کردیم. روح شهید حاج مهدی کازرونی شاد که در این منطقه بسیار زحمت کشید. ما 36 نفر، با 25 اسلحه و 6 هزار تومان پول، مقداری نان بربری و تنقّلات و سوخت به کردستان رفته بودیم.


در یکی از همین روزها، 80 سانت برف باریده بود و راه‌ها بسته شده بودند. هم ما و هم ضد انقلاب زمین گیر شده بودیم؛ با این تفاوت که نیروهای ضد انقلاب به منطقه توجیه بودند. آن‌ها به پاهای خود مچ پیچ می‌بستند و راحت‌تر تردد می‌کردند. یک روز شهید همایونفر گفت مقداری پارچه تهیه کنیم. پارچه ها را تهیه کردیم وآن‌ را مانند کفن می‌پوشیدیم و در برف تردد می‌کردیم تا دیده نشویم. ما این‌طور توانستیم تپه‌ای را که صدا و سیما در آن‌جا مستقر بود، از ضد انقلاب باز پس بگیریم. در مهاباد یکی از بچّه‌های ما زخمی شده بود. برای انتقال او به بیمارستان، امکانات نداشتیم؛ باید اسکورت می‌شدیم.

برای صرفه جویی در مصرف گلوله، پاسدارها را سر می‌بریدند

در کردستان کارهای پشتیبانی را به عهده داشتیم. زمستان در اثر بارش برف، راه‌ها بسته می‌شد.
اگر امکانات به بچّه‌ها نمی‌رسید، ضد انقلاب آن‌ها را یا زنده می‌گرفت، یا گوش تا گوش بچّه‌ها را سر می‌بریدند. گاهی اوقات که ما افرادی از ضد انقلاب را می‌گرفتیم و تحویل می‌دادیم. آقای حسنی که حاکم شرع بود، از آن‌ها می‌پرسید: چرا شما پاسدارها را سر می‌برید؟


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، گزارش، دفاع مقدس،  
[ یکشنبه 16 آذر 1393 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

شهید دانش آموز علی عرب در دوران هشت سال دفاع مقدس با رها کردن مدرسه، به سنگر جهاد و شهادت شتافت و جانانه در راه وصل گام نهاد. در ادامه خاطراتی از این شهید بزرگوار را می خوانیم.

شکارچی تانک، لقب برازنده ای برای نوجوان 16 ساله

تا شهدا -شهید دانش آموز علی عرب در دوران هشت سال دفاع مقدس با رها کردن مدرسه، به سنگر جهاد و شهادت شتافت و جانانه در راه وصل گام نهاد. در ادامه خاطراتی از این شهید بزرگوار را می خوانیم.

- در باغ بزرگ و بسیار زیبایی قدم می زدم. محو تماشای باغ بودم که بانویی محجبه به طرفم آمد و نوزادی را به من سپرد و گفت : حاج محمد بگیر . این پسر فرزند تو است و اسمش هم علی است.نوزاد را که در آغوش گرفتم، با صدای موذن از خواب بیدار شدم. چند ماه بعد "علی" به دنیا آمد.

- گفت: پسرخاله ایم، که هستیم. تو باید خیلی سریع گلوله بیاری و به من بدی. جنگ که پسرخاله حالیش نمی شه. این طوری هم من وظیفه ام را انجام دادم و با گلوله های آر پی جی تانک های عراقی رو می زنم، هم تو به تکلیفت عمل کردی و به عنوان کمکی گلوله بهم رسوندی.

ناراحت از مرخصی

- دستور رسیده بود کل گردان را ترخیص کنند. بچه ها برگه ی تسویه حساب دستشان بود و داشتند آماده ی برگشتن می شدند، اما علی خیلی ناراحت و درهم یک گوشه نشسته بود.

چی شده؟ چرا اینقدر ناراحتی؟


وزش نسیم هم چنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس، شهید،  
[ چهارشنبه 12 آذر 1393 ] [ 10:46 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  

درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات