تبلیغات
نسیم فرخی

نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان
نتیجه تصویری برای شهدای دانشجو

اولین یادواره شهدای دانشجوی شهرستان چهارشنبه در دانشگاه پیام نور خور و بیابانک برگزار می گردد.
این برنامه با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا آغاز می شود. 



طبقه بندی: خبر،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، یادواره، شهدا، دانشجو،  
[ چهارشنبه 3 آذر 1395 ] [ 09:09 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
به گزارش نسیم فرخی دوشنبه شب جمع کثیری از روحانیون شهر فرخی به همراه جمعی از بسیجیان برای دیدار با والدین شهید علی اکبر مقیمی در شهر خور حضور یافتند. در این دیدار که قاطبه روحانیون محترم شهر خور نیز حضور داشتند حجج اسلام آقایان غفاری استاد حوزه علمیه و دکتر سیدحسن قاضوی استاد حوزه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ضمن تبریک فرارسیدن عید باستانی نوروز به والدین شهید طی سخنانی اهمیت مقام شهید را یادآور شده و از مقام شامخ شهید مقیمی و همه شهدای عزیز تجلیل کردند.
پس از آن با حضور در منزل آقای فرخ با والده شهید ابراهیم فرخ دیدار کردند. در این دیدار صمیمی پس از عرض تبریک و گرامی داشت مقام شهید که توسط حجت الاسلام و المسلمین غفاری صورت گرفت برادر شهید ، محمدرضا غلامرضایی - که جانباز هفتاد درصد و مشهور به شهید زنده است- به بیان دیدار خود با رهبر معظم انقلاب پرداخت. در این دیدار آقای سیدمضطفی موسوی جانباز 70درصد دفاع مقدس نیز خاطراتی از زمان حضور خود در آلمان جهت درمان بیان کرد. لازم به ذکر است خانواده شهید فرخ مفتخر هستند که دوشهید و یک جانباز تقدیم نظام مقدس اسلامی کرده اند. مادر شهید به دلیل بیماری جز تشکر قادر به بیان سخن دیگری نبود. 
سپس جهت دیدار با خانواده شهید علی رئیسی به روستای ابراهیم آباد رفتند و در منزل محمدصادق رئیسی پدر بزرگوار شهید حضور یافتند. در این دیدار اسفندیار رئیسی برادر شهید و از رزمندگان دفاع مقدس خاطراتی از حضور خود به همراه برادر شهیدش در جبهه های نبرد حق علیه باطل و نحوه شهادت وی بیان کرد. بر اساس گفته های وی شهید علی رئیسی سه سال و نیم در مدارس علمیه نایین و اصفهان در زیّ اهل علم دین بوده است.
پدر شهید نیز اظهار داشت: شهید در هفده سالگی ازدواج کرده و بلافاصله دو شب پس از ازدواجش عازم جبهه شده است. پسرس از وی به یادگار مانده است که اکنون مهندس است و در شرکت فولاد اصفهان به کار مشغول است.




طبقه بندی: خبر،  فرخی،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، فرخی، روحانیت، شهید،  
[ سه شنبه 3 فروردین 1395 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت...
 
شهید برونسی جهیزیه "عروس" یک چیز کم دارد!
 

جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت.

 

به شوخی ادامه دادم: «بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و کسری داری برات بیاره.»

 

شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم. با خنده گفت: «این رو هم بگذار روی جهیزیه ی  فاطمه.»

 

فردا رفتیم سراغ جهیزیه. دیدیم همه چیز خریده‌ایم، غیراز پارچ!

 

 

راوی: همسر شهید عبدالحسین برونسی

 

 

شهدای ایران




طبقه بندی: خبر،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ شنبه 15 اسفند 1394 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
تا شهدا؛ شهید سیدمهدی غزالی از شهدای لشکر 25 کربلا در عملیات والفجر شش می باشد، مستجاب الدعوه بود و بسیاری از مردم، متوسل به جدش می شدند و حاجت روا می گشتند، مطالب زیر روایاتی از سیره عملی این شهید بزرگوار می باشد که تقدیم مخاطبان می کنیم:

***
مادر شهید می گوید:

نیمه شعبان متولد شد، او را به همین مناسبت "سیدمهدی" نامیدیم.

 بسیاری از افراد محل اگر حاجتی داشتند و یا اگر گره ای به کارشان بود، جدّ سیدمهدی را نذر می کردند و حاجت روا می شدند.

روزی حسابدار کارخانه نساجی به بیماری سختی دچار شده بود، از آنجائی که شنیده احوال سیدمهدی را شنیده بود، متوسل به جد سیدمهدی شد و نذر کرد که اگر شفا پیدا کند، سیدمهدی را در کارخانه استخدام نماید. او شفا گرفت و سیدمهدی چندین سال کارگر کارخانه نساجی شد.

در تمامی مراسمات مذهبی و روضه خوانی ها سیدمهدی را با خودم می بردم. بسیار به این مراسمات و روضه خوانی ها علاقه مند بود. روزی به من گفت:
- مادرجان! خواب دیدم که دارم به سوی خدا پرواز می کنم.

آن زمان سیدمهدی کوچک بود و من زیاد حرفش را جدی نگرفته بودم.

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ پنجشنبه 8 بهمن 1394 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

Share
شاعرانه هایی برای شیخ شهید/ واکنش سریع شاعران به شهادت آیت الله النمر ( 1 )
در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیت آل‌سعود، شاعران انقلاب با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان دادند.
صبح هنر - در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیت آل‌سعود، شاعران انقلاب با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان دادند. بخش اول این سروده ها را با هم می خوانیم :

تقدیم به روح استقامت و بیداری ، شهید راست قامت « شیخ النمر »
«شیخ النمر» زنده ست
Image result for ‫شیخ النمر‬‎

1
ما شیعه عشقیم ، نسلی خطر زاده
مردان عاشورا ، مردان آزاده
ما نسل «یا مهدی» ، مردان تکبیریم
مردان «بسم الله» ، محراب و سجاده
تا با حسین عشق ، پیمان خون بستیم
صد کوفه نامردی ، با ما در افتاده
ای عاشقان غم نیست ، زیرا خدا با ماست
ای کربلا ! لبیک ، ای تیغ ! آماده
باید مهیا بود ، چون «ابن ملجم» هست
«شمربن ذی الجوشن» ، از پا نیفتاده
ما را اجابت کن ، ای تیغ آتش – خشم
ما را اجابت کن ، ای زخم آزاده
اسب رشادت را ، زین کن به سوی دشت
تا مرد می روید ، از ُگرده ی جاده
شیخ النمر زنده ست ، اسلام پاینده ست
او روح بیداری ست ، از پا نیفتاده
برخیز و مستی کن ، سربسته می گویم
تا این خُم آخر ، سربسته افتاده
رضا اسماعیلی
2


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  شاعران ایرانی،  سیاسی، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید،  
[ سه شنبه 15 دی 1394 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
کپی

نکند آقاروح الله!/ تویی که داری گریه می‌کنی/ با چشم‌های خونی زکزاکی!
شعر علیرضا قزوه برای ابراهیم زکزاکی و شهدای زاریای نیجریه

علیرضا قزوه شاعر متعهد و ارزشی کشورمان در بزرگداشت شهدای مسلمان شهر زاریای نیجریه شعری سروده و در آن از سکوت مجامع بین المللی نسبت به این جنایت انتقاد کرده است.

خبرگزاری فارس: شعر علیرضا قزوه برای ابراهیم زکزاکی و شهدای زاریای نیجریه

علیرضا قزوه، شاعر معاصر ایرانی و رییس مرکز  آفرینش‌های ادبی حوزه هنری کشور شب به مناسبت مراسم بزرگداشت شیخ ابراهیم زکزاکی دبیرکل جنبش اسلامی نیجیریه و شهدای فاجعه زاریای این کشور که توسط هیات اسلامی انگلیسی زبانان مقیم تهران برگزار شد شعری سرود و در آن ضمن اعلام همبستگی و همدردی  با خانواده قربانبان این فاجعه از سکوت مجامع بین المللی نسبت به این جنایت شدیدا انتقاد کرد.

در این مراسم علاوه بر قرائت شعر قزوه، حسین شیخ الاسلام مشاور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی و حجت الاسلام میثم امرودی معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران به زبان انگلیسی و عربی برای حضار سخنرانی کردند.

متن کامل این شعر که در مراسم بزرگداشت علامه زکزاکی و شهدای شهر زاریا قرائت شد به شرح زیر است:

زیباترین باران ها در افریقا می بارد

در «گیسلو»

«کادونا»

خونین ترین روز عاشوراست

بزرگترین فریاد

اربعین است

و سرخ ترین خبر

در «زاریا» ست

و تا هنوز شیعیان دو گروه اند


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شهید و شهادت،  شاعران ایرانی،  سیاسی، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید، قزوه،  
[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

منبی شک این «پیامکِ» سه کلمه‌ای که چند روز قبل، در «تلفن هم‌راهِ» بانویی نقش بست و تصویر آن توسط وی منتشر شد، دردناک‌ترین و در عین حال غرورانگیز‌ترین «پیام کوتاه» از تاریخ ورود این ابزار ارتباط جمعی در کشورمان، تا به امروز استدردناک ترین و غرور انگیز ترین «پیامک» تاریخ انقلاب
به گزارش فرهنگ نیوز، از هنگام ورود و شیوع «تلفن همراه» به کشور،  بیش از دو دهه می گذرد اما فراگیر شدن «پیامک» یا همان «اس. ام .اس» عمری کمتر از 10 سال دارد. بی شک این «پیامکِ» سه کلمه‌ای که چند روز قبل، در «تلفن همراهِ» بانویی نقش بست و تصویر آن توسط وی منتشر شد، دردناک‌ترین و در عین حال غرورانگیز‌ترین «پیام کوتاه» از تاریخ ورود این ابزار ارتباط جمعی در کشورمان، تا به امروز است:
 
منتشر کننده‌ی این تصویر در فضای مجازی، در شرح آن چنین نوشته است:

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: گزارش، شهید،  
[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

رویای مادری که یک روزه به حقیقت پیوست


کوچه‌ها را یکی یکی پشت سر می‌گذاریم تا به خانه‌ای برسیم که قرار است تا لحظاتی دیگر، نوید آمدن مسافرش را بعد از ۳۲ سال، به اهالی آن بدهند.
رویای مادری که یک روزه به حقیقت پیوست

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، برای مادری که روزها و شب‌های زیادی را به امید رسیدن این لحظه، پشت سر گذاشته، بدون شک این دقایق حس و حالی دیگر دارد و سختی‌اش بیشتر است، چقدر جای پدر خالیست... مردی که فراق یوسف، پیمانه عمر او را زود پر کرد!

وارد خانه که می‌شوی هر کس حس و حال خاص خودش را دارد. سعید؛ برادر کوچک‌تر -جانبازی که یکی از چشمانش را در خیبر جا گذاشته است- تازه عمل قلب کرده و روی تختی در حال استراحت است و البته شاید شنیدن این خبر برای او شوک بزرگی باشد. مادرِ نگرانی که انگار بو برده چه خبر شده و ملتهب و آشفته است و پسری که می‌گویند شش ماه بیشتر نداشته که داغ پدر بر سینه‌اش نقش می‌بندد. حال بقیه اهالی هم، هرکدام قصه خاص خودش را دارد...

اما در این میان حس و حال مادر از همه متفاوت‌تر است. با بغضی که رو به گریه است به استقبال میهمانانش می‌آید و با حالتی ملتمسانه که انگار خواسته‌ای مهم داشته باشد، روبروی‌شان نشسته و شروع به روایت روزهای پّر از التهابش می‌کند. روزهایی که به گفته خودش تنها به مدد خداوند و اهل بیت توانسته آن‌ها را سپری کند و زندگی را زندگی...!

او از خواب امروزش می‌گوید؛


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: گزارش، شهید، دفاع مقدس،  
[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
کلافه از گرما در حال پاک کردن عرق های سر و صورتمان بودیم که یک جفت هدهد مقابل جیپ روی زمین  نشستند و شروع به دم تکان دادن کردند. 
هدهد/ روایتی از سرهنگ عبدالله صالحی
تا شهدا: اگر اشتباه نکنم شهریور سال 64بود. محل اسکان گردان ما نزدیک ایستگاه حسینیه جنوب، دو راهی خرمشهر به اهواز بود. ماموریت داشتم نامه محرمانه ای را از ستاد اهواز به فرمانده گردان برسانم. 

ساعت 3 بعد از ظهر بود که با یک جیپ نظامی یک سرباز راننده حرکت کردم. از تاکیدی که در محافظت نامه کردند، حدس زدم محتوای آن بسیار مهم و ضروری باشد. از طرفی، به علت اینکه دشمن موفق به کشف رمز گردان شده بود، از خواندن آن از طریق بی سیم خودداری کرده بودند.

 در اوج گرمای بعد از ظهر، اهواز را به سوی منطقه گردان پشت سر گذاشتیم. مسافت اهواز تا گردان حدود دو ساعت زمان می برد. به اواسط راه که رسیدیم با مشکل مواجه شدیم. دو فروند هواپیمای عراقی چند خودرو را بمباران کرده بودند و مقداری از جاده خراب و راه بندان شده بود. فقط آمبولانس ها بودند که آژیر کشان عبور می کردند.

 با جغرافیای منطقه تا اندازه ای آشنا بودم. با دیدن راه بندان و اضطرار نامه، خودم پشت فرمان نشستم و به بیابان زدم. جیپ های نظامی بسیار پر قدرت هستند و اگر جوش نیاورند، قادر هستند به راحتی روی تپه ماهور ها حرکت کنند. بیشتر از دو و نیم ساعت در راه بودیم که مشکوک شدم. هیچ گونه اثری از گردان و نیروهای دیگر نمی دیدیم.

 با نگاه به آمپر بنزین که به انتها چسبیده بود، حدس زدم از مسیر منحرف شده ام.


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: خاطره،  جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خاطره، دفاع مقدس،  
[ پنجشنبه 28 آبان 1394 ] [ 09:27 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
نگذاشت تالار بگیریم. ما هم تمام مراسمات را توی خانه گرفتیم. خانم ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسم، داماد باید می آمد کنار عروس می نشست تا هدایای خانواده ها تقدیمشان شود...

به عروس بگویید داماد نمی آید!
نگذاشت تالار بگیریم. ما هم تمام مراسمات را توی خانه گرفتیم.
 
خانم ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسم، داماد باید می آمد کنار عروس می نشست تا هدایای خانواده ها تقدیمشان شود.
 
گفتم: «مادر جان! پاتختی است، همه منتظرند؛ چرا نمی آیی؟ اگر نیایی فکر می کنند عیب و ایرادی داری!
 
گفت: «نه، هر فکری می خواهند، بکنند؛ از نظر اسلام درست نیست جایی بروم که این همه خانم آنجاست. کنترل نگاه ها در این شرایط سخت است مادر!»
 
 
شهید حسن آقاسی زاده شعرباف


* جام نیوز



طبقه بندی: شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ پنجشنبه 28 آبان 1394 ] [ 09:22 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

12

 

                                              انا لله و انا الیه راجعون

 

خانواده‌های معزّز شهیدان، حقیقتاً از جمله‌ی فداکارترین مردم کشور ما و انقلاب هستید. مقام معظم رهبری

رحلت مرحوم مغفور حاج میرزا محمد فرخ  پدر شهید والا مقام و جهاد گر کوشا شهید علی فرخ که پس از سالها بیماری با صبر در برابر مصائب و ایمان به خدا و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دعوت حق را لبیک گفت را به خانواده محترم ایشان و مردم شریف فرخی تسلیت و تعزیت گفته و هم جواری این مرحوم را با فرزند شهیدش در سایه رحمت الهی و اجر و صبر برای بازماندگان را از خداوند منان مسئلت داریم .

                                             جامعه روحانیت شهر فرخی و منطقه بیابانک

۱۳۹۴/۸/۱۹      




طبقه بندی: خبر،  فرخی،  تسلیت،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: پیام، تسلیت، جامعه روحانیت، فرخی،  
[ چهارشنبه 20 آبان 1394 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
محلی را در انتهای دره باینگان برای اسکان و نگهداری این سه حیوان اختصاص داده بودند که در مواقع نیاز، از آنها استفاده می کردند. ظهر پنجمین روز ماموریت را می گذراندیم که یک مرتبه با سر و صدای عجیب این حیوانات متوجه آنها شدیم.
قاطر های باهوش/ روایتی از مرتضی سلطانی
 تا شهدا: در دوران دفاع مقدس نیز استفاده از بعضی حیوانات مثل قاطر، اسب و الاغ امری عادی بود. این مسئله بیشتر در منطقه غرب کشور مصداق داشت که از این چهارپایان برای حمل آذوقه و مهمات و دیگر احتیاجات رزمندگانی که در ارتفاعات صعب العبور و بین صخره ها سنگر داشتند، استفاده می شد. ارتفاعات و مناطقی در غرب و جنوب کشور وجود دارد که فاقد جاده ماشین روست و تحت هیچ شرایطی خودرو نمی تواند به نقاط مرتفع آن صعود کند. حیواناتی مثل اسب و الاغ و به خصوص قاطر، به سهولت در سر بالایی ها و صعود به صخره ها با کلی بار حرکت می کنند. در بین این سه حیوان، باز هم قاطر، باهوش تر از دو حیوان دیگر است.

در سال 66 تیمی از نیروها و بالگردهای هوانیروز و نیروهایی از سپاه و ارتش و بسیج در دره باینگان مستقر بودند. این دره نزدیک شهر حلبچه عراق و سد در بندیخان بود. تدارک حمله عظیمی را برای فتح حلبچه دیده بودند که این شهر پس از عملیات بزرگی به تصرف نیروهای ایران در آمد. 

تصرف این شهر آن قدر بر صدام و صدامیان گران آمد که این بغض را با عملی بسیار وحشیانه و خارج از قوانین و مقررات جهانی بیرون ریختند و این شهر کردنشین را بمباران شیمیایی کردند. فاجعه اسفناک آن بمباران که منجر به کشتار و مصدومیت مردم بی دفاع حلبچه گردید، دنیا را تکان داد و موجب شد مردم جهان و سازمان های حامی حقوق بشر نسبت به استفاده عراق از بمب های شیمیایی آگاه و معترض شوند.




وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: گزارش، دفاع مقدس، خاطره،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
ابراهیم از جا بلند شد و فریاد زد: شیعه های امیرالمومنین بلند شید، دست مولا پشت سر ماست. بعد با فریاد الله اکبر آرپی جی را شلیک کرد.
اعتقاد ابراهیم
تا شهدا: گردان برای عملیات جدید آمادگی لازم را به دست آورده بود. تا اینکه موقع حرکت به سمت سومار شد. اول سه راهی ایستاده بودیم. ابراهیم گفته بود قبل از غروب آفتاب پیش شما می آیم. من هم منتظرش بودم. گردان ما در حال حرکت بود. من مرتب به انتهای جاده خاکی نگاه می کردم. تا اینکه چهره زیبای ابراهیم از دور نمایان شد.

همیشه با شلوار کردی و بدون اسلحه می آمد، اما این دفعه بر خلاف همیشه با لباس پلنگی و پیشانی بند و اسلحه کلاش آمد. رفتم جلو و گفتم: آقا ابراهیم اسلحه گرفتی؟ 

خندید و گفت: اطاعت از فرماندهی واجبه. من هم چون فرمانده دستور داده این طوری آمدم. بعد گفتم: آقا ابراهیم اجازه میدی من هم با شما بیام؟ گفت: نه شما با بچه های خودتان حرکت کن. من دنبال شما هستم. همدیگر را می بینیم.چند کیلومتر راه رفتیم، در تاریکی شب به مواضع دشمن رسیدیم. من آرپی جی زن بودم.

برای همین به همراه فرمانده گردان تقریبا جلوتر از بقیه راه افتادیم. حالت بدی بود. اصلا آرامش نداشتم. سکوت عجیبی در منطقه حاکم بود. ما از داخل یک شیار باریک با شیب کم به سمت نوک تپه حرکت می کردیم.

در بالای تپه سنگرهای عراقی کاملا مشخص بود. من وظیفه داشتم به محض رسیدن آنها را بزنم. یک لحظه به اطراف نگاه کردم. در دامنه تپه در هر دو طرف سنگرهایی به سمت نوک تپه کشیده شده بود. عراقی ها کاملا می دانستند ما از این شیار عبور می کنیم. آب دهانم را فرو دادم. طوری راه می رفتم که هیچ صدایی بلند نشود. بقیه هم مثل من بودند. نفس در سینه ها حبس شده بود.




وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 09:11 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

سردار حاج حسین همدانی پنجشنبه در کشور سوریه در حین عملیات مستشاری به شهادت رسید. جواد محقق شاعر معاصر کشورمان در رثای این سردار شهید شعری سروده است.

 

 

 خبرگزاری فارس: ما بی تو غریبیم در این شهر، دلیرا/ یک بار دگر از دل این معرکه برگرد

گرمیم به ایمان علمداری ات ای مرد

ما را نکند مرگ تو از راه شرف سرد

ما رهرو این سرخ صراطیم همیشه

هرچند نبینیم به غیر از غم و جز درد

 

سرخ است تو را سینه و سبز است تو را سر

ای روی رقیبان تو در فتنه ی شب،زرد

 

 

 گم شد به خطا در تب طوفانی تزویر

هر کس که تو را در شب آن حادثه گم کرد

 

ما بی تو غریبیم در این شهر، دلیرا

یک بار دگر از دل این معرکه برگرد

 

نازم به امامی که در آن فرصت کوتاه

مانند تو صد شیر به هر حادثه پرورد




طبقه بندی: شاعران ایرانی،  سیاسی،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید،  
[ شنبه 18 مهر 1394 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

تصویری از دیروز و امروز سردار شهید حسین همدانی

سردار حسین همدانی از مستشاران ارشد سپاه در سوریه، در حومه شهر حلب این کشور به شهادت رسید.

خبرگزاری فارس: تصویری از دیروز و امروز سردار شهید حسین همدانی

به گزارش خبرگزاری فارس، سردار حسین همدانی از مستشاران ارشد سپاه در سوریه، دیروز در حومه شهر حلب در حین ماموریت مقابله با تروریست های داعش به شهادت رسید.

وی از قدیمی ترین فرماندهن سپاه پاسداران در دفاع مقدس بود و از بنیانگذاران سپاه همدان و کردستان بود.

وی همچنین از فرماندهان منطقه عملیاتی «بازی دراز» در جبهه غرب بوده و خاطرات خود را از این نبرد در کتابی تحت عنوان «تکلیف است برادر» تدوین کرده است.

حسین همدانی بعدها مدتی فرمانده لشکر انصار الحسین همدان شد و علاوه بر همدان، در شهرهای پاوه و مریوان نیز خدمت کرد.

فرماندهی سپاه محمدرسول‌الله(ص) تهران بزرگ و مشاورت فرمانده کل سپاه پاسداران ازجمله سوابق این سردار شهید است.

وی مدتی نیز به عنوان یکی از ارشدترین مستشاران نظامی جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوره حضور داشت که روز گذشته در حومه شهر حلب به دست تروریستهای داعش به شهادت رسید.

نام سردار همدانی در میان لیست تحریم های اتحادیه اروپا نیز وجود داشت.


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  خبر،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: خبر، شهید،  
[ جمعه 17 مهر 1394 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424