نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان
خواب بودیم که ناگهان سر و صدای ورود تعداد زیادی اسیر جدید ما را از خواب پراند. آنها اول توی اتاق دیگری جا دادند؛ اما بعد از چند روز همه ما را یکجا جمع کردند...

ماجرای شهادت یکی از اسرا به دست کومله
تا  شهدا: خواب بودیم که ناگهان سر و صدای ورود تعداد زیادی اسیر جدید ما را از خواب پراند. آنها اول توی اتاق دیگری جا دادند؛ اما بعد از چند روز همه ما را یکجا جمع کردند. ورود به اتاق و فضای جدید و برخورد با افراد تازه از راه رسیده و اسرای با سابقه، خوبی ها و بدی هایی داشت. تعداد اسرا یک بار دیگر به ۷۰ نفر رسیده بود.
کلاس های توجیهی و تبلیغاتی کومله هر روز برگزار می شد. کتاب های کمونیستی را در اختیار اسرا قرار می دادند و ما را موظف به درس پس دادن می کردند. مثل مدرسه باید در امتحانات شفاهی شرکت می کردیم و به سؤالات نامربوط استاد، جواب دلخواه او را می دادیم.

اسرا که به ندرت از مطالب گنگ و نامفهوم کتاب ها سر در می آوردند فقط برای حفظ ظاهر، کتاب ها را به دست می گرفتند و غرق خاطرات و یاد خانواده هایشان می شدند. من همچنین بیشتر وقتم را با محمد رضا عظیمی می گذراندم و از آگاهی های او بهره می بردم.

آقایدالله خداداد مطلق و محمدعلی بیان که اهل قم بودند، به همراه صفدر محمدی۱ از طرف آموزش و پروش برای درس دادن به دانش آموزان کُرد به روستای کردستان اعزام شده بودند. آنها یک سال پیش به اسارت کومله درآمده و جزو قدیمی ترین زندانیان به شمار می رفتند. این سه نفر بین اسرا حرمت و اعتبار زیادی داشتند و البته به همان میزان مورد غضب کومله بودند. آنها سال گذشته با تعدادی از اسرا زندان کومله فرار کرده بودند؛ اما در نزدیکی سردشت به نیروهای دموکرات برخورد کرده به اسارت آن حزب درآمده بودند.
در درگیری خونین کومله و دموکرات، طراح نقشه فرار یعنی سرهنگ علی اصغرلو۲ به دست نیروهای کومله به شهادت رسیده بود. وقتی هواپیمای عراقی زندان دولتوی۳ دموکرات را بمباران می کنند دو نفر دیگر از این جمع هفت نفره شهید می شوند.

بالاخره بعد از چند ماه طی مبادله ای چهار نفر از آن هفت نفر مجدداً به زندان کومله برگردانده می شوند. عباس؛ بسیجی اصفهانی را که یکی از این چهار تن بوده و تیرباران کرده و به شهادت می رسانند. حالا این سه نفر که بازماندگان آن حادثه تلخ بودند. کنار ما روزگار سر می کردند و هیچ امیدی به آزادی نداشتند. آنها بدون هیچ هراس و نگرانی دائم به عبادت و راز و نیاز مشغول بودند.

-----------------

۱- صفدر محمدی اهل کرمانشاه و معاون آموزش و پرورش کامیاران بود. او به همرا رئیس آموزش و پرورش کامیاران که اگر اشتباه نکنم نامش رسول غفاری بوده است، حین مسافرت به کرمانشاه به کمین کومله گرفتار شده بودند. نیروهای کومله آقای رسول غفاری را به شهادت رسانده بودند!

۲- سرهنگ اصغرلو از زبدگان زمانه بود. او توانست فرار گروه هفت نفره از زندان کومله رادر سال ۱۳۵۹ طراحی و اجرا کند. آقا یدالله می گفت: ایده فرار را جناب سرهنگ مطرح کرد، ۴۰ شب طول کشید تا توانستیم کانالی راحفر کرده و به بستر رودخانه برسانیم و از آنجا فرار کنیم، ولی نزدیک های سردشت به رهگذری برخوردیم که ما را لو داد و این بار گرفتار حزب دموکرات شدیم.
 
نیروهای کومله که در جست وجوی ما بوده و ردمان را گرفته بودند به دموکرات رسیدند ودرگیری خونین آغاز شد. کومله دستور می داد برگردیم و تهدید می کرد درغیر این صورت ما را خواهند کشت. دموکرات می گفت: اگر قدمی به عقب برگردید شما را به رگبار می بندیم. بین این آتش بازی گیرکرده بودیم تا اینکه اوضاع کمی آرام شد.
 
یکی از نیروهای کومله که دم از رفاقت با سرهنگ اصغرلو می زد به ایشان نزدیک شد و گفت: ها سرهنگ بالاخره کارخودتو کردی؟ سرهنگ گفت: فرار حق هر اسیره. نیروی کومله با لبخند و تمسخر لوله اسله رو بیخ گوش سرهنگ گذاشت. شلیک کرد و گفت: کشتن هم حق ماست.

۳- زندان دولتو که متعلق به حزب دموکرات بود و در اطراف سردشت، نزدیک مرز عراق قرار داشت. سال ۱۳۵۹ تعداد زیادی از رزمندگان ایرانی که دراین زندان گروگان بودند. به دنبال تبانی حزب دموکرات ورژیم بعث که منجر به حمله هواپیماهای عراقی به این زندان شد، به شهادت رسیدند.
 
آن طور که آقا یدالله می گفت نیم ساعت قبل از حمله هواپیماهای عراقی به زندان، تمام نیروهای نگهبان دموکرات از منطقه دور می شوند وتاچندساعت بعداز بمباران برنمی گردند. آقایدالله می گفت: اوضاع طوری بود که من تونستم بعدازبمباران چند کیلومتری اززندان دوربشم. می تونستم فرار کنم ولی وقتی از دور به زندان نگاه کردم، فکر شهادت دوستانم قلبم رو به درد می آورد، نتوانستم فرار کنم. برگشتم تاشاید بتونم به مجروح هایی که زیرآوار مونده بودن کمک کنم.

راوی: کیانوش گلزار راغب
 



طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس، 
برچسب ها: گزارش، آزاده، شهید، دفاع مقدس،  
[ جمعه 30 مرداد 1394 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic