نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان

گفت و گو با همسر شهید سلمانی/ می‌دانستم برمی‌گردد، می‌خواستم با او قهر كنم اما حالا می‌گویم «رضا خوش آمدی»

ترابی، همسر شهید سلمانی می‌گوید: به عكسش می‌گفتم اگر برگردی با تو قهر می‌كنم اما حالا كه بعد از سال‌ها برگشته است قهر نیستم می‌گویم «خوش آمدی به وطنت».

گفت و گو با همسر شهید سلمانی/ می‌دانستم برمی‌گردد، می‌خواستم با او قهر كنم اما حالا می‌گویم «رضا خوش آمدی»
1 مهر 1393-11:52:57
منبع: خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
پیوند: برای توضیحات بیشتر اینجا كلیك كنید
فرستنده: سردبیر

برای نمایش كامل تصویر كلیك كنید

به گزارش خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، ملیحه ترابی همسر شهید «رضا سلمانی كرد آبادی» از همسر شهیدش گفت: رضا سال 61 از سوی بسیج برای عملیات بیت‌المقدس به جبهه اعزام شد. این اولین و آخرین اعزامش بود. یك ماه از رفتنش می‌گذشت كه وسایل و ساكش را برای ما آوردند و گفتند رضا مفقود شده است. ما هیچ خبری از او نداشتیم. نه از شهادتش خبر قطعی‌ای در دست بود و نه از زنده بودنش. ته ِ دلمان همیشه امیدوار بود كه برگردد.

دوستانش می‌گفتند رضا فرمانده نبود اما او را فرمانده خود می‌دانستیم

او ادامه می‌دهد و می‌گوید: رضا خیلی بزرگ بود. اخلاق‌های خاصی داشت. می‌گفت تحت هر شرایطی در هر موقعیتی هم كه باشیم باید دست مادرمان را ببوسیم. همیشه وقتی از سركار برمی‌گشت دست مادرش را می‌بوسید می‌گفت مادر با همه فرق دارد. دوستانش می‌گفتند با اینكه رضا در جبهه فرمانده‌مان نبود اما ما او را فرمانده خودمان می‌دانستیم خیلی حساب شده رفتار می‌كرد. به موقع صمیمی و به در جای خودش جذبه بسیار داشت. همیشه نام ابوالفضل روی زبانش بود.

ملیحه ترابی در پاسخ به اینكه آیا با وجود سه فرزند كوچك و كم سن و سالی كه داشت آیا مخالف رفتن همسرش به جبهه بود یا خیر، توضیح می‌دهد: من هیچ مخالفتی با رفتنش نكردم. برای دین اسلام بود كه می رفت. هیچكس نمی‌توانست بگوید چرا می‌روی؟ من هم نمی‌توانستم به رضا بگویم چرا می‌روی؟ پدرم مداح بود راه امام حسین و ائمه را به ما یاد داده بود. ما چرا باید مخالفت می‌كردیم؟ می‌گفت «من می‌روم بچه‌ها را خوب بزرگ كن». دلم می‌خواهد از بچه‌هایم بپرسید و ببینید كه تا به حال از هیچ تلاشی برای تربیت شان فروگذار نكرده‌ام.

عكس رضا مونس و همدل 32 سال دلتنگی من بود

همسر شهید رضا سلمانی از روزهای دلتنگی‌اش می‌گوید: 32 سال یك عمر است، وقت كمی نیست. 32 سال دلتنگی هم چیز كمی نیست. وقتی دلم برایش تنگ می‌شد با عكسش حرف می‌زدم تصویر رضا هم راز و همدل من بود در این مدت، وقتی چشم‌هایش را می‌دیدم آرام می‌شدم. خوابش را هم زیاد می‌دیدم همیشه می‌گفت ملیحه من آمده‌ام و دیگر نمی‌روم. یكی دو شب قبل از اینكه خبر شناسایی شدنش را برایمان بیاورند دختر خواهرم به من زنگ زد گفت من كه آقا رضا را ندیده‌ام تا به حال، اما خوابش را دیدم. دیدم چهار جوان قد بلند دارند می‌آیند و آقا رضا جلوی این افراد دارد می‌آید. آمد پیش شما و دستت را گرفت و به آشپزخانه رفتید و كنار هم نشستید.

می‌دانستم برمی‌گردد می‌خواستم با او قهر كنم اما حالا می‌گویم «رضا خوش آمدی»

او ادامه می‌دهد: همیشه امید داشتم بیاید. همیشه با عكس رضا زنده بودم، با عكسش حرف می زدم. سنگ یادبودی درگلزار شهدای اصفهان گذاشته بودیم وقتی می‌رفتم با عكسش حرف می‌زدم دلم باز می‌شد دخترم گاهی می‌گفت انگار عكس پدر دارد می‌خندد. من هم با لخند می‌گفتم رضا نخند بلند شو بیا. ما منتظریم. بعد از 32سال بالاخره آمد. من هیچ وقت نمی‌گفتم كه شهید شده؛ همه‌اش به خودم می‌گفتم می‌آید، برمی‌گردد یك روز و آن روز من با رضا قهر می‌كنم. چون 32 سال است كه مرا گذاشته و رفته. اما الان كه برگشته دیگر قهر نیستم می‌گویم خوش آمدی كه به وطنت برگشتی فرقی نمی‌كند كدام شهر تهران یا اصفهان. هر دو برای یك ممكلت است. افتخار می‌كنم كه قسمت من این بود تا در این دنیا و آن دنیا در مقابل حضرت زینب و امام حسین سرافراز باشم.

فعالیت‌های بسیاری برای انقلاب انجام داد

ملیحه ترابی به گوشه‌ای ویژگی‌های اخلاقی همسرش اشاره می‌كند و می‌گوید: من شش سال با شهید سلمانی زندگی كردم. ثمره این شش سال 3 بچه شد؛ دو دختر و یك پسر. رضا اخلاق فوق‌العاده‌ای داشت هرچه از خوبی‌هایش بگویم كم گفته‌ام. برای انقلاب خیلی فعالیت می‌كرد، همه تلاشش را می‌كرد تا در این راستا خدماتی را ارائه داده باشد. درمورد انقلاب با همه بحث می‌كرد در اقوام و دوستان و آشنایان وقتی دور هم جمع می‌شدیم از انقلاب می‌گفت سوال‌ها را جواب می‌داد. من می‌گفتم به تو افتخار می‌كنم وقتی در این بحث‌ها شركت می‌كنی و می‌دانی جواب این سوال‌ها را چه بدهی و چه چیز را كجا بگویی من خیلی خوشحال می‌شوم و افتخار می‌كنم كه چنین همسری دارم. به رضا می‌گفتم این حرف‌ها را از كجا یاد می‌گیری و می‌گویی؟

می‌گفت حرف حق بزنید/روی حجاب و امر به معروف تأكید داشت

او درخصوص توصیه‌های شهید سلمانی می‌گوید: وصیتش این بود كه حجاب را تحت هر شرایطی رعایت كنید. حرف حق بزنید. وقتی جوانی را می‌دید كه حجاب خوبی نداشت به من می‌گفت ملیحه برو امر به معروف كن. وظیفه‌ات را انجام بده تا دینی بر گردنت نماند. خدا را شكر كه دختران من هم حجاب‌های خوبی دارند همیشه می‌گویم راه پدرتان و امام حسین را ادامه دهید تا هم پدرت هم خدا از ما راضی باشند.

همسر شهید سلمانی خطاب به خانواده‌های شهدای گمنام می‌گوید: امیدوارم همه از چشم به راهی در بیایند همه شهدای گمنام پیدا شوند همه خانواده‌ها از این انتظار رهایی یابند. چشم انتظاری سخت است. خیلی دشوار است كه یك زن جوان با بچه‌های كوچك شوهرش را از دست بدهد و بخواهد دست تنها این بچه‌ها را بزرگ كند. امیدوارم زنان جوانی كه آن سال‌ها همسرشان عازم جبهه شد و دیگر برنگشت یكجوری از چشم به راهی دربیایند و خبری از همسرشان به دست بیاورند. مهم نیست حتما پیكرشان برگردد مهم این است كه دیگر نگران و چشم به راه نباشند.

چند روز پیش رسما خبر تشخیص هویت یكی از شهدای گمنام مدفون در دانشگاه امیركبیر توسط كمیته جستجوی مفقودین ستاد كل نیروهای مسلح اعلام شد. هویت این شهید والامقام توسط آزمایش DNA از نمونه استخوانی شهید و تطبیق آن با آزمایش خانواده شناسایی شد. این شهید اصفهانی «رضا سلمانی كرد آبادی» نام دارد. او فرزند محمد و اعزامی از استان اصفهان است. شهید سلمانی كردآبادی در عملیات بیت المقدس در سال 61 و در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمده و حالا هویت پیكر او بعد از گذشت 32 سال محرز شده است. این در حالیست كه او 6 سال پیش به عنوان شهید گمنام به همراه 4 شهید دیگر در دانشگاه امیركبیر به خاك سپرده شده بود. شهید «رضا سلمانی كردآبادی» در سال 87 همزمان با ایام ارتحال پیامبر اعظم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) به عنوان شهید گمنام در دانشگاه امیركبیر تهران تشییع و به خاك سپرده شد.




طبقه بندی: جبهه و دفاع مقدس،  شهید و شهادت، 
برچسب ها: مصاحبه، همسر، شهید، سلمانی کردآبادی،  
[ چهارشنبه 2 مهر 1393 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic