نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان

شاعران فارسی زبان - طی روزهای اخیر ، شاعران متهعد  کشورمان در واکنش به جنایات ضد بشری  صهیونیست‌ها در غزه اشعار فراوانی سروده اند ، که نمونه ای از این اشعار را در زیر می خوانیم :


علیرضا قزوه

کجایی آقا سید موسی ؟
کجایی که غزه را دارند سر می برند
در طشت سازمان ملل
و پنج بعلاوه یک همینطور بی خیال
دو هفته است که می خواهد 


بابل 2011

چند دلار را آزاد کند
به ابوموسی اشعری بگو برگردد عقب
پول دولت را خودمان می دهیم
بگو که اینقدر دست ندهد به جان کری
که دستش خورده به دست اوباما

نمی شود که تا همیشه 
خط فیلادلفیا مسدود باشد 
و سیسی برای خودش پپسی باز کند
که فرودگاه غزه همچنان خاموش باشد
بی باند و بی هواپیما 
نمی شود که تو یک کشور باشی بی فرودگاه
بندر باشی بی دریا
و تنها راه دسترسی ات قبرستان بن گوریون باشد در تل ابیب
نمی شود که هم با تل ابیب خواهر باشی هم با تبریز
نگاه کن!
دارند شلیک می کنند به غزه 
به خان یونس
به مناره مسجد سیدهاشم
مزار هاشم بن عبدمناف

نگاه کن!
دارند پای غزه را سوراخ می کنند 
و غزه فقط نگاه می کند غضب آلود
چونان باتیس در برابر اسکندر
بر پای سوراخ شده اش طناب می اندازند و می کشند 
اوباما هورا می کشد 
و دست می زند برای اسرائیل
پان کی مون هورا می کشد و متاسف است برای خرس قطبی غمگین
داعش هنوز سر شیعه می برد و سرش گرم جهاد نکاح است
و اولاند اسب هایش را زین کرده تا کسی تظاهرات نکند
شمار شهیدان به 100 رسید
و شیخ نفت هنوز دنبال سوسمارهای جوان می گردد
شمار شهیدان از 200 گذشت
و شیخ نفت هنوز از حجله اش بیرون نیامده است
شمار شهیدان به 300 رسید
تقبل الله یا شیخ 
خدا قبول کند قیلوله هایت را
شمار شهیدان به 500 رسید
و شیخ نفت از خواب صبحگاهی برخاسته و در اینترنت
دنبال قیمت تازه نفت می گردد
ما هم کماکان داریم رقیق می شویم 
می بینی آقا امام موسای صدر
دنیا چقدر کثیف شده است؟

 

عبدالرحیم سعیدی راد

 

صدای صیقل خوردن ذوالفقار علی (ع) 
*تقدیم به جوانان رزمنده فلسطین

لطفا دست نگه دارید
كانال تلویزیون تان را عوض نكنید
وقتی
بمب های آتش زا منفجر می شوند
و خیمه های اباعبدالله دركربلای «خان یونس» آتش می گیرند.

همین دیشب اخبار می گفت
آب را به روی بچه های فاطمه (س) بسته اند.
تشنگی در باریكه ی غزه بیداد می كند
«حرمله» 
روزی چند «علی اصغر» را نشانه می رود.
«عمر سعد» دستور پیشروی می دهد
و سربازان تل آویو
به فرماندهی «شمر»
غزه را محاصره می كنند.

اما نگران نباشید
همه چیز تحت كنترل است
حتی اگر «نتانیاهو» 
برای عباس امان نامه فرستاده باشد

بگذار صدای «هل من ناصر» نصرالله
در صدای طبل ماهواره ها
گم شود.
و شورای امنیت 
روزی چند قطعنامه 
به سمت «بیت المقدس» پرتاب كند.

بگذار قطر شكم شیوخ خلیج فارس 
همچنان جلو برود
و هر شب 
با شمشیر های چوبی شان
برقصند و لیوانهای زهر ماری شان را سر بكشند.

گیرم اینها
«ولاَ الضّالِّین» شان را از «ریاض» تا «تل آویو» امتداد دهند.
و سكه های نفتی شان
بمب شوند 
و بر خانه های خراب شده «الخلیل» ببارند

گیرم
صدای آژیر آمبولانس‌ها قطع نشود
و غزه كربلا باشد و هر روزش عاشورا 
و هنوز مختار
اسبش را زین نكرده باشد؛

نه! نگران نباشید
همه چیز تحت كنترل است
هنوز نخلهای «اریحا» و «رفح» و «رام الله» ثمر می دهند
و جوانان بنی هاشم زنده اند 
علی اكبر
با تنی مجروح در میدان ایستاده است
قاسم ؛
با سنگ هایی در مشت ، سنگر گرفته است
و «سلمان» و «صلاح الدین» و«عزالدین قسام» 
از «نهر تا بحر» را گل كاشته اند.

حالا هم اگر خوب گوش کنید
صدای صیقل خوردن ذوالفقار علی (ع) را می شنوید!
 

محمد حسین انصاری نژاد

قصیده ای برای مظلومیت غزه:

بربام شهر،سنگ و فلاخن بیاورید
شعری از آن حماسه، مطنطن بیاورید

شعری چو موجکوبی دریا به گاه خشم
شعری ورای بحر تتن تن بیاورید

چون جنبش عقاب به گاه شکار قوش
شعری به این شکوه، به این فن بیاورید

شعری پر از شکوه پلنگان برآن بلند
در گرگ خیز وحشی آهن بیاورید

این خوان هشتم است به رغم شغادها
درمعرکه هزار تهمتن بیاورید

گلسنگ ها به معجزه سیرنگ می شوند
تا خصم را شراره به خرمن بیاورید

بمب افکنان به تپه ی زیتون رسیده اند
دستی به سنگ ، جانب روزن یباورید

آتش گرفته ام هله ای ابرهای بغض!
امشب هجوم یکسره برمن یباورید

پرپر میان باغ ورق های لاله است 
برگی از آن بهار به دامن بیاورید

خاکستری بجاست ازآن سیب های سرخ
باران شوید حس شکفتن بیاورید

مردان به تیر یکسره افطار کرده اند 
ماه خداست، دست به جوشن بیاورید

زن های پا به ماه در آتش میان دشت
با نعره رو به دشت سترون بیاورید

دستی تکان نداد هوا داری از بشر!
اینسان میان ولوله شیون بیاورید:

تیرست سهم حنجره ی شیر خوارگان 
برهان برای حنجره بستن بیاورید

تنها نه سوگوار شما اهل قبله اند
شاهد به سوگ ،گبرو برهمن بیاورید

هر سو هزار سامری آشوب می کنند 
دست دعا به وادی ایمن بیاورید

با این شب کریه کبوتر ستیز هم
پیغام ازآ ن سپیده ی روشن بیاورید

وقت است چون فرود ابابیل در طبس
از گرد باد، آیه ی متقن بیاورید 

وقت است تا به معرکه سرهای خصم را 
مثل عقاب از سر گردن بیاورید

دستی به استغاثه در این شام خون چکان 
بر آستان خضرت ذوالمن بیاورید

دست شما اگر چه تهی از تفنگ ماند
چرخی زنید و سنگ و فلاخن بیاورید

 

وحیده افضلی
 

این روزها غزه...

 

از سینه ام به آه و به دردی عبور کرد

چیزی شبىه ماتم سردی عبور کرد

از پیش چشمهام فلسطین ِ رنج ها

با شصت و هشت سال ِ نبردی، عبور کرد

از روی دوش خسته ی من بارهای بار

کوهی شبیه غصه ی مردی، عبور کرد

این سرفه های تلخ از آثار آن غمی ست

کز سینه ام به دود و به گردی عبور کرد

از کربلا به این طرف، از هر بهارمان

پاییزهای خسته و زردی عبور کرد

دنیا ! از آن غروب پر از نیزه، تاکنون

از ذهن من هر آنچه که کردی عبور کرد

 ترکیب بند "قزوه" چو آب از سرم گذشت

این بار هم به آه و به دردی عبور کرد...

در کربلای غزه شدم محو و از دلم ...

رمان ِ "گرگ سالی" ِ "فردی " * عبور کرد *

____________________________________

*   آخرین اثر مرحوم امیرحسین فردى به نام گرگ سالى از گرگ هاى آدمخوارى مى گوید که...

 

امیر سیاهپوش

بریده باد دو دست لئیم کودک کُش
جهان چه می کشد از این رژیم کودک کُش
پناه می برم امشب در این سیاهی و غم
به ربّ صبح ز شرّ رجیم کودک کُش
عرب! آهای عرب! ربّ تو یهودی نیست
چرا نشست دلت در جحیم کودک کُش
نکن اطاعت از این منکر  حساب و جزا[1]
از این سیاه دلِ عبدِ سیمِ کودک کُش
خوش است با تو بسازد کنار ویرانه[2]
نشسته اید چرا بر گلیم کودک کُش؟
نکن اطاعت از این عیبجوی هرزه درا[3]
پلیدِ مفسدِ پستِ نمیمِ کودک کُش[4]
سگی که دشمن خیر است، دشمن انسان
درنده ی متجاوز، اثیمِ کودک کُش[5]
پلید بی پدر، این دیو زاده ی دد کیش
رئیس بد دهنانِ زنیمِ کودک کُش[6]
به دست قاهر جبار خوار خواهی شد
مذبذب متکبر! لئیم کودک کُش![7]

 


[1].فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِینَ ﴿قلم: ٨﴾پس تكذیب‏گران را اطاعت مكن
[2].وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ ﴿قلم: ٩﴾آنان همین را مى‏خواهند كه تو سازش كنى و آنها هم با تو بسازند
[3].وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِینٍ ﴿قلم: ١٠﴾و نیز هر فرومایه عیب‏جو كه براى هر حق و باطلى سوگند مى‏خورد اطاعت مكن
[4].هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِیمٍ ﴿قلم: ١١﴾و كسى را كه در بین مردم سخن چینى و افساد مى‏كند
[5].مَّنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ‌ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿قلم: ١٢﴾و كسى را كه مانع رسیدن خیر به خلق مى‏شود و تجاوزگر و گناهكار است
[6].عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِیمٍ ﴿قلم: ١٣﴾كسى كه علاوه بر همه آن عیب‏ها، بد دهن و خشن است و مردم پدرى برایش نمى‏شناسند
[7].سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ (قلم: 16). ما در برابر غرورش به نهایت درجه، خوارش مى‏سازیم
 



طبقه بندی: مناسبتها،  شهید و شهادت،  سیاسی،  شاعران ایرانی، 
برچسب ها: شاعر ایرانی، غزه، سیاسی،  
[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات