تبلیغات
نسیم فرخی

نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان

Share
شاعرانه هایی برای شیخ شهید/ واکنش سریع شاعران به شهادت آیت الله النمر ( 1 )
در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیت آل‌سعود، شاعران انقلاب با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان دادند.
صبح هنر - در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیت آل‌سعود، شاعران انقلاب با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان دادند. بخش اول این سروده ها را با هم می خوانیم :

تقدیم به روح استقامت و بیداری ، شهید راست قامت « شیخ النمر »
«شیخ النمر» زنده ست
Image result for ‫شیخ النمر‬‎

1
ما شیعه عشقیم ، نسلی خطر زاده
مردان عاشورا ، مردان آزاده
ما نسل «یا مهدی» ، مردان تکبیریم
مردان «بسم الله» ، محراب و سجاده
تا با حسین عشق ، پیمان خون بستیم
صد کوفه نامردی ، با ما در افتاده
ای عاشقان غم نیست ، زیرا خدا با ماست
ای کربلا ! لبیک ، ای تیغ ! آماده
باید مهیا بود ، چون «ابن ملجم» هست
«شمربن ذی الجوشن» ، از پا نیفتاده
ما را اجابت کن ، ای تیغ آتش – خشم
ما را اجابت کن ، ای زخم آزاده
اسب رشادت را ، زین کن به سوی دشت
تا مرد می روید ، از ُگرده ی جاده
شیخ النمر زنده ست ، اسلام پاینده ست
او روح بیداری ست ، از پا نیفتاده
برخیز و مستی کن ، سربسته می گویم
تا این خُم آخر ، سربسته افتاده
رضا اسماعیلی
2

تر شد از موج خبر، چشم همه، ساحل‌ها‌
حبس هرگز نشود کشتی خون، در گِل‌ها
سربه‌دارند در این قافله، دریادل‌ها…!
ناله را وقت، فراخ است، به خود برگردیم
باز تنهاست «محمد»، به اُحُد برگردیم
***
گر به دندان سعودی، جگر آید، بهتر
بالش نیزه اگر زیر سر آید، بهتر
رجز از سینه صدچاک برآید، بهتر!
دار بر دوش، کِشد پشت سرش حیرت را
معنی تازه دهد شیخ نمر، غیرت را
***
آه، ‌ای شیخ! زمان را سپسی داده خدا
از شهادت، به تو تازه نفسی داده خدا
مرگ نمرود به دست مگسی داده خدا!
شفق قتل تو گوید ز شبِ صد‌ها ایل
می‌چکد خون تو از کنج لب اسرائیل
***
رعد و برقیم و جنون‌باور و مرگ‌آگاهیم
امت واحده و قوم شهادت خواهیم
سنی و شیعه، نمک خوردهٔ روح اللهیم
سربه‌داری، نمک سفرهٔ بیداری شد
خون زهراست که در رگ رگ ما جاری شد
***
خون مظلوم، «گواه» است، شهادت این است
حج ما بر سرِ نیزه ست، عبادت این است
بکُشید امت حق را که سعادت این است
خاک پای شهدا، تاج شرف خواهد شد
برکت خون «نمر»، مکه، نجف خواهد شد
***
وقت آن است حجاز از جگرش آه کشد
از قطیف، آه کشد، تا به یمن راه کشد
یوسف فاطمه، بیرون ز دل چاه کشد
سنی و شیعه کند آنچه دل احمد خواست
«امت واحده از شرق به پا خواهد خاست»
***
از یمن تا به منا، خاک سیاهید شما
انتقام، آتش غیرت شده، «کاهید» شما
«کدخدا»، چاهکن است و تهِ چاهید شما
سنی و شیعه، به تکفیر، حریفیم همه
از یمن تا به دمشق، اهل قطیفیم همه
احمد بابایی
3
برای مظلومیت شهید بزرگوار آیت الله شیخ نمر:
صدای زنگ تاریخ است در دهلیز تکراریم
قلم بردار تا از داغ دیگر پرده برداریم
قلم بردار تا وقت شفق، از لاله بنویسیم
که خونین دل به پشت در ،کنار زخم مسماریم
قلم باید تمام عمر خون گرید که می بیند
مجسم می شود کرب و بلا ،داغی دگر داریم
تمام واژه هایم رنگ خون دارند صد افسوس
کنار علقمه ای دوست ،در سوگ علمداریم
غمی دیگر نشسته بر جبین آسمان امروز
شبیه میثم تمار، می گوید سرِ داریم
حدیث قصه غم هایمان ،شرحی دگر دارد
اگر امروز در سوگ «نمر» اینسان عزاداریم
دوباره واژه نفرت، اسیر نفس شیطان است
روا باشد که از آل سعود اینگونه بیزاریم
زمان از جوشش فریاد مظلومان لبالب شد
بیا ای منتقم ،بی تاب از این آشفته بازاریم
شمیم مقدم سبز تو در جان جهان جاریست
ببار ای حضرت باران، که با شوق تو بیداریم
محمد مهدی عبدالهی
4
دوباره توطئه ای تازه با قلم کردند
و باز بیرقِ بیداد را عَلَم کردند
دوباره سوزعطش بود و ساحلی تب دار
و دست ساقی ی این قریه را قلم کردند
شبی که لشکری از شمرها تو را بردند
چه قدر خون به دل صاحب حرم کردند
نگاهِ ناز تو را از قبیله دزدیدند
وحوش را / آلِ فریب / هم قسم کردند
به دار فتنه سپردند حیدری ها را
گنه نداشت کسی را که متّهم کردند
قطیف ، بیت عروج تو را تلاوت کرد
اگرچه نام تو را از صحیفه کم کردند
شهیدِ شیعه – نَمِر باقرَالنَّمِر- خوش باش
که خطبه خطبه تو را شعر محتشم کردند
مصطفی پورکریمی
5
ناجوانمردان بر احساسات گل خنجر زدند
صبحگاهان با تبر سرو روان را سر زدند
آتش سرخ اناالحق بر لب ِ آن سرو بود
مارها بر گردن حلّاج ِ ما چنبر زدند
شعر نابی شد که عالم را به شور آورده است
واژه ها مثل کبوتر از گلویش پر زدند
پیکرم می لرزد و دردی خزیده در رگم
از خبر – شلّاق ِ بی رحمی که بر پیکر زدند – :
” عاقبت شیخ النمر هم میثم تمار شد ”
آه! او را سر زدند و سروها بر سر زدند
محمدرضا سلیمی
6
مسلمان غیرتی سرشار دارد
جهان شیخ النّمر بسیار دارد
به پای دار می آید سری که؛
سراغ از میثم تمّار دارد!
مرضیه عاطفی.سمنان
7
تاریخ ، گواه انتقامی دگر است
این فاجعه ، بستر قیامی دگر است
تا نهضت صاحب الزمان راهی نیست
ای شیخ ! شهادت تو گامی دگر است
****
ما کودک شیرخواره ی دیروزیم …
از درد ، به قدر فهممان ، می سوزیم
در صبر و حماسه اسوه مان «زکزاکی» ست
از “«شیخ نمر»، جهاد می آموزیم
طاهره تختی
8
پیچیـــده به پهــنای فلک آوایـت
درخون توغرق دشمـن رسـوایـت
خفاش ندانست که بر… دار… چــرا
خورشیـد شدی ، جـهـان به زیر پایت
حمید معلم زاده
9
تاقلب سلیم باغ راآزردند
گلها همگی ازاین ستم پژمردند
این طایفه خزان ،این آل سقوط
این بار بهار را به مسلخ بردند
****
شیطان صفتی ،ددمنشی آل سقوط
دیدیم همه تورا دراین حال سقوط
حالابنـــــــــویس آخـــــرتقــــویمت
امسال شده برای تو سال سقوط
علی گیاهی
10
فریاد حق برآمد گوش سکوت کر شد
لرزید شب از آه شمعی که شعله ور شد
از قدرت رخ حق باطل نبود آگاه
پنهان نمود آن را وقتی که با خبر شد
آه از دل درختی کز بیم باد افتاد
تاوان ترسش این بود قلبش دُم تبر شد
یاد آور آن گلی را کز شوق باد رقصید
افشاند گرد و نسلش هر روز بیشتر شد
آل سعود کشتند از آل گل نمر را
از بذر خون او دشت پر از گل نمر شد
امین نوراللهی(فریاد)
11
خطاب به حکام ظالم آل سعود:
مانده است هزار ننگ بر آل سعود
می چسبد هر چه انگ بر آل سعود
وقتی که به مکه می رویم از این پس
باید بزنیم سنگ بر آل سعود
* * *
نفرین به شما و جدّ آباد شما
نفرین به شما و هر چه اولاد شما
نفرین به حکومت پر از ظلم و ستم
بر قاضی و دادگاه بیداد شما
* * *
از کشته ما هزار جان می روید
هر لحظه هزار قهرمان می روید
ای آل سعود ! شادمانی مکنید
از کشته شیخ ما جوان می روید
* * *
این کشته ما ، هزار جان داد به ما
مفهوم حیات را نشان داد به ما
تا هست جهان ، ادامه دارد راهش
این شیخ ، هزارها جوان داد به ما
یوسف شیردژم «افق»
12
کوفه ریاض است
و ریاض همان کوفه ای که
مسلمش را به شهادت رساند
و نیجریه
در دست های قوم ابوسفیان
دارد دست و پا می زند
بلال هایش را شکنجه می کند
گلدسته هایش را پرپر
این روزها
ابن زیادها زیاد شده اند
و کوفه ها بسیار
موسی عصمتی
13
شیخ النمر خون تو باران بهار است
وقتی حجاز تشنه در گرد وغبار است
یاد تو درزندان الحائربه فریاد
می گوید این خون بهر دینت اعتباراست
اسلام ناب احمدی هر جا نباشد
هرچیز جای ان بیاید مرگبار است
خواب زمستانی شان پایان ندارد
سلطان به خود کم بینی مزمن دچار است
این کاخها بر کوخها تا می کشد قد
پراز تعفن می شود سنگ مزار است
یک روز اخر می زند خونت شبیخون
خاک منا تا روز محشر داغدار است
حتی حرم هم چشم در راه سپیده
وقت اذان می گوید ازاو بیقرار است
ان جمعه ی بکر اساطیری که امد
از مکه تا کوفه جماعت برقراراست
در بین رجعت کردگان شیخ النمر هم
می اید و مولایمان را پاسدار است
وقتی سپاه شیعیان لشگر به لشگر
می تازد از سمت فلق حق اشکار است
پروین برهان شهرضائی

 



طبقه بندی: شهید و شهادت،  شاعران ایرانی،  سیاسی، 
برچسب ها: شعر، سیاسی، شهید،  
[ سه شنبه 15 دی 1394 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424