تبلیغات
نسیم فرخی

نسیم فرخی
یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من
نویسندگان
لینک دوستان










[ جمعه 30 خرداد 1393 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
نظرات
خاطرات شاعران


طبع وقّاد یا ...؟
عباس خوش عمل

استاد فقید مصطفی فیضی(شاعر ،ادیب و پژوهشگر برجسته ی کاشانی و از نوادگان ملامحسن فیض و ملاصدرا) همیشه سفارش می کرد که در نامه نگاری های ادبی از به کاربردن لغات ترحیبی سخیف و قلمبه سلمبه پرهیز کنید.او با هر بار سفارش این خاطره از دوران جوانی اش را هم تکرار می کرد و می گفت:


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: شاعران ایرانی،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شاعر، حبیب یغمایی،  
[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
از شمار دو چشم یک تن، کم
وز شمار خرد، هزاران بیش

غم فراق تو در خاطرم نمی گنجد

چه آتشی ست که در مجمرم نمی گنجد

دگر ز بعد تو، ای گلبن مراد، گلی 

به باغ سینه ی غم پرورم نمی گنجد



این شهر تاب دوری آن مرد را نداشت

خبر رحلت واعظ توانا و ارادتمند اهل بیت عصمت و طهارت(ع)
حضرت حجت الاسلام حاج سید علی علوی 
- که خاک بر او خوش باد و خدای او را در بهشت برین جای دهاد - 
به شدت اندوه بار و اسف آور بود.
 صمیمانه این مصیبت دردناک را 
محضر خانواده آن مرحوم
همسر داغدار و فرزندان سوگوار و خویشان عزادار، 
روحانیت معظم و عموم مردم عالم پرور فرخی
 و همه خانواده های شهدا و جانبازان و ایثارگران
 تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

خداوند روح آن فقید سعید را سرشار آمرزش و آسایش گرداناد 
و دوستداران سوگوارش را شکیبایی و پاداش بی کران ارزانی داراد.




وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: خبر،  فرخی،  تسلیت، 
برچسب ها: خبر، تسلیت، فرخی، حاج سید علی علوی،  
[ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

شهر کم کم بستر گرم خود را گسترد تا یکی دیگر از شبهای آرام و نه چندان خنک پاییزی را با آرامش به صبح برساند. کسانی که زودخواب بودند کاملا در خواب خوش بودند و دیرخواب تر ها هم چشم خود مالان مهیای خواب می شدند که آسمان تصمیم گرفت قدرتش را به رخ زمین و زمینیان بکشد.

ابتدا چندبار به زمین چشمک زد و این آغاز رقابتی نفسگیر شد. غرید و غرید و غرید و ... 


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: خبر،  فرخی،  ادبی، 
برچسب ها: خبر، فرخی، ادبی، دلنوشته،  
[ دوشنبه 11 آبان 1394 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]



عنوان

نویسنده

این جا مال من است

ژروم رویی لیر

تا سه می‌شمرم

امیل ژادول

بوس خیس

شکوه قاسم نیا

پولک به پولک

اسدالله شعبانی

جم جمک برگ خزون

ثمینه باغچه بان

درخت ما عروس شده

تد هیلز

یک جوجه غاز،دو جوجه اردک

تد هیلز

تولد بابا بزرگ

جعفر ابراهیمی

قد سر سوزن

ناصر کشاورز

یک قاچ هندوانه

زهرا داوری

یک قوری پر از قور

مریم هاشم پور

بگو ما هم بخندیم

رضا مکتبی

سگی که کتاب ها را دوست داشت

لوئیس ییتس

آزمایشهای علمی خوردنی  2 جلد

ویكی كاب

اگرهای جادویی 5 جلد

احمد اكبر پور

امیرحسین و چراغ جادو

ابراهیم حسن بیگی

بیماری های كبدی و كبد چرب

محمدرسول دریایی

دانش نامه طبی مسائل زنان در پرتو طب ایرانی

محمدرسول دریایی

فعالیت های آموزشی برای کودکان شیرخوار

اسدالله شعبانی

مجموعه شیوه‌های تقویت هوش نوزاد

بئاتریس میلتر

  عطر نارنج بوی باروت (زندگی نامه شهید طاهره هاشمی)

مریم مقبلی

ادواردو

بهزاد دانشگر

ته خیار

هوشنگ مرادی

فرشته نجات (روایت مستند زندگی بهیار شهیده فوزیه شیردل)

علیرضا سلمی نژاد

راهنمای نگهداری گیاهان آپارتمانی

دی. جی. هسایون

بهبود روابط زناشویی به زبان آدمیزاد

پائولا هال

یادگیری از طریق بازی (ب‍ازی‌ه‍ای‌ آم‍وزش‍ی‌ ب‍رای‌ ک‍ودک‍ان‌ از دو ت‍ا چ‍ه‍ار س‍ال‍ه‌)

رضا فلاح چای

یک بغل کاکتوس (100 شعر طنز)

امید مهدی نژاد




طبقه بندی: خبر،  فرخی،  فرهنگی، 
برچسب ها: خبر، فرهنگی، فرخی،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
محلی را در انتهای دره باینگان برای اسکان و نگهداری این سه حیوان اختصاص داده بودند که در مواقع نیاز، از آنها استفاده می کردند. ظهر پنجمین روز ماموریت را می گذراندیم که یک مرتبه با سر و صدای عجیب این حیوانات متوجه آنها شدیم.
قاطر های باهوش/ روایتی از مرتضی سلطانی
 تا شهدا: در دوران دفاع مقدس نیز استفاده از بعضی حیوانات مثل قاطر، اسب و الاغ امری عادی بود. این مسئله بیشتر در منطقه غرب کشور مصداق داشت که از این چهارپایان برای حمل آذوقه و مهمات و دیگر احتیاجات رزمندگانی که در ارتفاعات صعب العبور و بین صخره ها سنگر داشتند، استفاده می شد. ارتفاعات و مناطقی در غرب و جنوب کشور وجود دارد که فاقد جاده ماشین روست و تحت هیچ شرایطی خودرو نمی تواند به نقاط مرتفع آن صعود کند. حیواناتی مثل اسب و الاغ و به خصوص قاطر، به سهولت در سر بالایی ها و صعود به صخره ها با کلی بار حرکت می کنند. در بین این سه حیوان، باز هم قاطر، باهوش تر از دو حیوان دیگر است.

در سال 66 تیمی از نیروها و بالگردهای هوانیروز و نیروهایی از سپاه و ارتش و بسیج در دره باینگان مستقر بودند. این دره نزدیک شهر حلبچه عراق و سد در بندیخان بود. تدارک حمله عظیمی را برای فتح حلبچه دیده بودند که این شهر پس از عملیات بزرگی به تصرف نیروهای ایران در آمد. 

تصرف این شهر آن قدر بر صدام و صدامیان گران آمد که این بغض را با عملی بسیار وحشیانه و خارج از قوانین و مقررات جهانی بیرون ریختند و این شهر کردنشین را بمباران شیمیایی کردند. فاجعه اسفناک آن بمباران که منجر به کشتار و مصدومیت مردم بی دفاع حلبچه گردید، دنیا را تکان داد و موجب شد مردم جهان و سازمان های حامی حقوق بشر نسبت به استفاده عراق از بمب های شیمیایی آگاه و معترض شوند.




وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: گزارش، دفاع مقدس، خاطره،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
ابراهیم از جا بلند شد و فریاد زد: شیعه های امیرالمومنین بلند شید، دست مولا پشت سر ماست. بعد با فریاد الله اکبر آرپی جی را شلیک کرد.
اعتقاد ابراهیم
تا شهدا: گردان برای عملیات جدید آمادگی لازم را به دست آورده بود. تا اینکه موقع حرکت به سمت سومار شد. اول سه راهی ایستاده بودیم. ابراهیم گفته بود قبل از غروب آفتاب پیش شما می آیم. من هم منتظرش بودم. گردان ما در حال حرکت بود. من مرتب به انتهای جاده خاکی نگاه می کردم. تا اینکه چهره زیبای ابراهیم از دور نمایان شد.

همیشه با شلوار کردی و بدون اسلحه می آمد، اما این دفعه بر خلاف همیشه با لباس پلنگی و پیشانی بند و اسلحه کلاش آمد. رفتم جلو و گفتم: آقا ابراهیم اسلحه گرفتی؟ 

خندید و گفت: اطاعت از فرماندهی واجبه. من هم چون فرمانده دستور داده این طوری آمدم. بعد گفتم: آقا ابراهیم اجازه میدی من هم با شما بیام؟ گفت: نه شما با بچه های خودتان حرکت کن. من دنبال شما هستم. همدیگر را می بینیم.چند کیلومتر راه رفتیم، در تاریکی شب به مواضع دشمن رسیدیم. من آرپی جی زن بودم.

برای همین به همراه فرمانده گردان تقریبا جلوتر از بقیه راه افتادیم. حالت بدی بود. اصلا آرامش نداشتم. سکوت عجیبی در منطقه حاکم بود. ما از داخل یک شیار باریک با شیب کم به سمت نوک تپه حرکت می کردیم.

در بالای تپه سنگرهای عراقی کاملا مشخص بود. من وظیفه داشتم به محض رسیدن آنها را بزنم. یک لحظه به اطراف نگاه کردم. در دامنه تپه در هر دو طرف سنگرهایی به سمت نوک تپه کشیده شده بود. عراقی ها کاملا می دانستند ما از این شیار عبور می کنیم. آب دهانم را فرو دادم. طوری راه می رفتم که هیچ صدایی بلند نشود. بقیه هم مثل من بودند. نفس در سینه ها حبس شده بود.




وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  شهید و شهادت،  جبهه و دفاع مقدس،  خاطره، 
برچسب ها: خاطره، شهید، دفاع مقدس،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 09:11 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
آب خواست اما حیف...

Image result for ‫امام زمان و عاشورا‬‎


به این غبار، نگاهی که آفتاب شود
بسوز قلب مرا، کز غمت مذاب شود
دوباره روی تو را آسمان جمعه ندید
کدام جمعه، جمال تو ماهتاب شود؟
برای آمدنت، شب به شب دعا کردم
اشاره کن به دعایم که مستجاب شود
زمان به خاطر ما دیر دیر می‌گذرد
برای خاطر تو کاش پر شتاب شود
امید گریه، مرا هم صحابه خود کن
که آسمان نگاهم پر از سحاب شود
نباید اشک تو بر صورت زمین بچکد
سرشک چشم تو بایست که گلاب شود
من آمدم که سلام مرا جواب دهی
سلام می‌کنم و وای اگر جواب شود
اگر اجازه دهی روضه‌خوان شوم امشب
که قلب سوخته‌ات بیشتر کباب شود
برای کودک خود آب خواست اما حیف
همین دلیل بر این شد، حسین آب شود
بگویم از شرر خنده‌های حرمله‌ای
که پاسخ شرر گریه رباب شود
و شیرخواره پس از این ز نیزه خواهد دید
که دست مادر او بسته در طناب شود
Image result for ‫امام زمان و عاشورا‬‎
محمد بیابانی



طبقه بندی: جمعه های دلتنگی، 
برچسب ها: شعر، عاشورا، انتظار، امام زمان(عج)،  
[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]
حسین رئیسی

یکی از ارکان جمهوریت در نظام اسلامی ما برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب نمایندگان مردم جهت حضور در مجلس است. شهرستانهای مختلف می توانند از بین کاندیداهای گوناگون یکی را برگزینند تا به نمایندگی از آنان، قانون وضع کند و بر عملکرد رئیس جمهور و وزرا و ... طبق قانون نظارت کند.
شهرستان نایین علی رغم جمعیت اندک توانسته از نخستین دوره، نماینده ای در مجلس داشته باشد. پس از جدا شدن منطقه خور و بیابانک از شهرستان نایین و تبدیل آن به شهرستان، این دو شهرستان کویری، کم جمعیت و وسیع نماینده مشترکی را به مجلس شورای اسلامی می فرستند. 
تا کنون نه دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شده است و اسفندماه 94 دهمین دوره آن برگزار خواهد گردید.
گفتیم تا تنور انتخابات و تبلیغات داغ نشده، نیم نگاهی به دوره های قبلی داشته باشیم. بدیهی است که می توان از ابعاد گوناگون این موضوع را بررسی کرد، ولی برای شروع، بهتر آن دیدیم که  نمایندگان را از نظر سنی در هنگام برگزیده شدن بررسی کنیم.
 

وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  فرخی،  تحلیل و بررسی،  سیاسی، 
برچسب ها: گزارش، سیاسی، فرخی،  
[ سه شنبه 5 آبان 1394 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

کتاب «مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن» اثر مرضیه محمدزاده توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد.
مهدی ساروخانی مدیر بخش تحقیقات و چاپ انتشارات امیرکبیر در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: «مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن» تالیف دکتر مرضیه محمدزاده است که در ۲ فصل اصلی تنظیم شده و هر فصل ۵ بخش را در بر می گیرد. به این ترتیب این اثر مجموعا در ۱۰ بخش، رخ دادها و وقایع سال ۶۰ و ۶۱ هجری را براساس منابع و متون قدیمی در بر می گیرد.

مهدی ساروخانی مدیر بخش تحقیقات و چاپ انتشارات امیرکبیر در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: «مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن» تالیف دکتر مرضیه محمدزاده است که در ۲ فصل اصلی تنظیم شده و هر فصل ۵ بخش را در بر می گیرد. به این ترتیب این اثر مجموعا در ۱۰ بخش، رخ دادها و وقایع سال ۶۰ و ۶۱ هجری را براساس منابع و متون قدیمی در بر می گیرد.

وی افزود: فصل اول این کتاب، «حرکت تا شهادت» نام دارد که از مقطع مرگ معاویه در نیمه رجب ۶۰ هجری تا شهادت امام حسین(ع) را در بر می گیرد. فصل دوم هم «پس از شهادت» نام دارد و مقطع تاریخی بعد از شهادت امام حسین(ع) را شامل می شود. کتاب بخش آخر فصل دوم به سرنوشت و سرانجام قاتلین امام حسین(ع) می‌پردازد. کتاب یک قسمت پایانی هم دارد که پرده برداری از چند تحریف عاشورایی است و با نام «مدخلی بر تحریفات عاشورایی» درج شده است. گفتمان غالب بر این بخش کتاب، این است که وقتی دشمنان قادر نباشند اصل نهضتی را از بین ببرند، به تخریب محتوایی دست می زنند.

مدیر بخش تحقیقات و چاپ انتشارات امیرکبیر ادامه داد: مرضیه محمدزاده، نویسنده این اثر دارای دکترای مردم شناسی است و رساله دکتری خود را با موضوع عاشورا در شعر و فولکلور معاصر مردم ایران، با عنوان «عاشورا در شعر معاصر و فرهنگ عامه» به چاپ رسانده است. انتشارات امیرکبیر پیش از این، کتاب «فرزندان امام حسین(ع)» را از این نویسنده به چاپ رسانده که به تازگی هم به چاپ دوم رسیده است.

ساروخانی گفت: کتاب «مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن» به تازگی با ۳۸۴ صفحه در قطع وزیری و جلد لوکس منتشر شده است. این کتاب با قیمت ۲۵۰ هزار ریال به بازار نشر عرضه می‌شود.




طبقه بندی: خبر،  ادبی،  فرهنگی،  مذهبی، 
برچسب ها: خبر، کتاب، امام حسین(ع)،  
[ سه شنبه 5 آبان 1394 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
صاحب غم‌ها کجائی؟
آمد محرم صاحب غم‌ها کجایی؟
ای داغدار اشک و ماتم‌ها کجایی؟
ای خسته از انبوه آدم‌ها کجایی؟
اصلا بگو آقا محرم‌ها کجایی؟
دلگیرم از این روزهای بی تو بودن
این روزهای از فراق تو سرودن
روزی که میایی نمی‌دانم که هستم
آه ای عزیز فاطمه خالیست دستم
من چشم بر دیدار چشمان تو بستم
هر شب اگر در مجلس روضه نشستم؛
امشب هم از خونابه‌های تشت خواندیم
هم زان تنی که پاره پاره گشت خواندیم
کم‌کم جوانی هم به سرآمد ولی تو...
از لحظه رفتن خبر آمد ولی تو...
عمری محرم شد صفر آمد ولی تو...
عمری به جان ما شرر آمد ولی تو...
این عبد بی‌مولا نمی‌خواهد جهان را
از غم رها کن دیگر ای صاحب، زمان را
رضا یزدانی



طبقه بندی: جمعه های دلتنگی، 
برچسب ها: شعر، محرم، انتظار، امام زمان(عج)،  
[ جمعه 1 آبان 1394 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]



اولین شب عزاداری محرم ۱۴۳۷ در حسینیه امام خمینی برگزار شد. در این مراسم که هزاران نفر از اقشار مختلف مردم و جمعی از مسئولان نظام حضور داشتند، حجت الاسلام والمسلمین صدیقی با تبیین ویژگیها و اهداف قیام تاریخ ساز عاشورا، ازخودگذشتگی را ویژگی مهم حماسه سازان این واقعه پرداخت. همچنین در این مراسم آقایان علی انسانی و منصور ارضی به ذکر مصیبت و مرثیه‌خوانی پرداختند.
 در ادامه اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی را می خوانید:

گریه آیین ربنایی‌هاست
شرح منظوم نینوایی‌هاست
همه حرفش غم جدایی‌هاست
چاره درد بی‌دوایی‌هاست
گریه روزی ماورایی‌هاست
 


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  مناسبتها،  سیاسی،  مذهبی، 
برچسب ها: گزارش، محرم، رهبر انقلاب، سیاسی،  
[ پنجشنبه 30 مهر 1394 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

مبارک است بانو! شنیده‏‌ام که به لطف خدا مادر شده‌‏ای و برای حسین علیه‏السلام پسری ماه صورت به دنیا آورده‌‏ای.
 
چراغ چشم‏‌های رسول خدا صلی‏‌الله‌‏علیه‌‏و‏آله روشن باد. و نام اعظم علی مرتضی علیه‌‏السلام پایدار که کودک تو نیز همنام جدّ بزرگوارش است.
 
اما چرا چشمانت چون اناری سرخ، به دانه‌‏های یاقوت اشک نشسته است؟
 
نگاه کن بی‌بی!
 
ببین چگونه نوار سبز حسینی علیه‌‏السلام که به قنداقه‌‏اش بستی، در نوازش بال ملایک به رقص درآمده است؟
 
تو غمگین مباش که در پیشانی تقدیر کودکت، نام نحس و شوم حرمله نوشته شده است. و چیزی نخواهد گذشت که تو با طفلت در مجاورت مردی از نسل جنایت که بند نافش را با قساوت و سنگدلی بریده‌‏اند، در کربلای معلّی خیمه خواهی زد.
 
دل قوی دار به مقامی که اهالی آسمان و زمین، با آن، طفل صغیرت را به دعا می‏خوانند و از او طلب گشایش ابواب حوایجشان را دارند.
 
می‏دانم سخت است بانو!
 
دلت می‏خواهد می‏توانستی برای روزهای گرم و سوزان عطش در نینوا، اندکی شیر ذخیره کنی، اما می‏دانی که میان لب‏های کوچک و ترک خورده طفلت، با عطش، عهدی دیرینه بسته‏‌اند.
 
پس صبور باش و بگذار حسین علیه‏السلام ، هر قدر که دلش می‏خواهد، گلوی علی اصغر علیه‏السلام را ببوسد.
 
از زینب کبری علیهاالسلام مدد بگیر که چگونه با نگاهش بر حنجر حسین علیه‌‏السلام ، بوسه می‏زند، اما لب‏تر نمی‌‏کند.
 
رباب!
 
در آیینه بختت بنگر، قدری از اندوهت کاسته خواهد شد.
 
 
ببین که درخت عمرت بعد از شهادت علی اصغر علیه‌‏السلام، زیاد سبز نخواهد ماند. و خزان هجران شما، فصل کوتاهی خواهد بود که با مرگ تو در زیر آفتاب کربلا و بر مزار کوچک علی اصغر علیه‏‌السلام، به اتمام خواهد رسید.
 
آن‏گاه در غرفه‏‌های بهشتی، حیات جاودان خود و کودکت را جشن شکرانه بگیر!

  مجله اشارات، شماره ۶۴، شهریور۱۳۸۳




طبقه بندی: مناسبتها،  ادبی،  مذهبی، 
برچسب ها: ادبی، مذهبی،  
[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 12:14 ق.ظ ] [ حسین رئیسی ]

چشمه چشمه می‌جوشد خون اطهرت اینجا
کور می‌‌کند شب را زخم خنجرت اینجا
چشمه چشمه می‌جوشد از دل زمین هر شب
خون اصغرت آن جا، خون اکبرت اینجا
می‌رسد به گوشم گرم بانگ خطبه‌ای پرشور
خطبه‌ای که بعد از تو خوانده خواهرت اینجا
از فرات می‌جوشد موج و می‌زند بوسه
بر کرانه خشک حلق و حنجرت اینجا
در فضا عجب حزنی موج می‌زند امشب
شیهه‌ می‌کشد اسبی روی پیکرت اینجا
این فرشته وحی است وحی تازه آیا چیست؟
روی نیزه می‌خواند آیه‌ای سرت این جا
کیست این که ناآرام در خرابه می‌گرید؟
موج می‌زند در خون،‌ چشم دخترت اینجا
کربلا چه پیوندی با فدک مگر دارد؟
غصب می‌شود از نو سهم مادرت اینجا
یک نهال بارآور غرس می‌شود در خاک
قطع می‌شود دستی از برادرت اینجا
حج ناتمام تو راز دیگری دارد
در غدیر خم جاری‌ست حج آخرت اینجا
این ضریح شش گوشه، حج پاکبازان است
آب می‌شوم از شرم در برابرت اینجا

مرتضی امیری اسفندقه

اس ام اس عاشورا و تاسوعای حسینی محرم ۹۱ – سری ۲



طبقه بندی: مناسبتها،  شاعران ایرانی،  مذهبی، 
برچسب ها: شعر، محرم،  
[ سه شنبه 28 مهر 1394 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]


کوتاه کن کلام... بماند بقیه‌اش
مرده است احترام... بماند بقیه‌اش
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام... بماند بقیه‌اش
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام... بماند بقیه‌اش
شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام
شد سنگها تمام... بماند بقیه‌اش
گویا هنوز باور زینب نمی‌شود
بر سینه امام...؟ بماند بقیه‌اش
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام... بماند بقیه‌اش
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام... بماند بقیه‌اش
رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول
یافاطمه! سلام... بماند بقیه‌اش
از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش
خون علی‌الدوام... بماند بقیه‌اش
سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش
از پیکر امام... بماند بقیه‌اش
بر خاک خفته‌ای و مرا می‌برد عدو
من می‌روم به شام... بماند بقیه‌اش
دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها
از سنگ پشت بام... بماند بقیه‌اش
دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام... بماند بقیه‌اش
حالا قرار هست کجاها رود سرش؟
از کوفه تا به شام... بماند بقیه‌اش
تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن
از روی پشت‌بام... بماند بقیه‌اش
قصه به «سر» رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام... بماند بقیه‌اش

محمد رسولی



طبقه بندی: مناسبتها،  شاعران ایرانی،  مذهبی، 
برچسب ها: شعر، محرم،  
[ یکشنبه 26 مهر 1394 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]

مجیدی با دیدن تست‌هایم گریه کرد/ ۳ سال در پی بازیگر نقش کودکی حضرت محمد(ص) بودند/ رهبر انقلاب به زبان آذری با من صحبت کردند

امیر حیدری با اشاره به تلاش‌های بی‌وقفه اساتیدش در بازی وی در نقش کودکی پیامبر(ص) گفت: به طور معمول با یک بار برداشت، کار من به پایان می‌رسید.

خبرگزاری فارس: مجیدی با دیدن تست‌هایم گریه کرد/ ۳ سال در پی بازیگر نقش کودکی حضرت محمد(ص) بودند/ رهبر انقلاب به زبان آذری با من صحبت کردند

خبرگزاری فارس- گروه سینما و تئاتر: بازیگری که اولین حضورش در سینما بازی کردن در نقش انسان برگزیده و ستایش‌شده خلقت با نام نامی پیامبر اعظم باشد، خیلی خوش اقبال است. ایفاء نقشی این چنین زندگی هر بازیگری را به دو بخش تقسیم می‌کند.حتی اگر به خاطر انبوهی از ملاحظات باعث شود تو با همه قابلیت‌هایی که داری هیچ وقت تصویرت دیده نشود و شمال‌پویش باقی بمانی.

امیر حیدری به همراه پدر وارد خبرگزاری فارس می‌شود. از چهره‌اش که بسیار نزدیک به نقاشی منتسب به نوجوانی پیامبر اکرم(ص) است متعجب می‌شویم. او در برابر سوالات متعدد ما با آرامش پاسخ می‌گوید و تاکید دارد که عکسی از او منتشر نشود؛ چرا که در فیلم چهره‌اش دیده نمی‌شود. امیر دانش آموزش پنجم ابتدایی در اردبیل بود که به یکباره پدر معلمش به تهران منتقل می‌شود. هنوز در تهران جا نیفتاده‌اند که گروه انتخاب بازیگر فیلم محمد رسول الله(ص) به مدرسه‌ای در منطقه صادقیه که امیر حیدری در آن درس می‌خواند مراجعه می‌کنند و بعد از سه سال امیر را با فاکتورهای مشخص شده توسط مجید مجیدی (کارگردان فیلم) مناسب می‌یابند. مدال بازی در نقش کودکی پیامبر اسلام در بزرگترین پروژه سینمایی ایران به گردن او آویخته می‌شود.

خاطره شیرین بازدید مقام معظم رهبری از صحنه فیلمبرداری را به زیبایی برایمان گفت. گپ و گفت خودمانی با امیر حیدری بازیگر نقش نوجوانی پیامبر در فیلم محمد (ص) از نظرتان می‌گذرد:

چند ساله بودی که برای بازی انتخاب شدی؟

پنجم ابتدایی را در منطقه صادقیه بودم. سال پنجم بود که انتخاب شدم و آخرهای سال تحصیلی اول راهنمایی مرا به لوکیشن بردند. عسلویه، قم، کاشان  رفتیم. دو سال کار فیلمبرداری به طول انجامید. اول راهنمایی مرا به عسلویه بردند زمانی برگشتم که امتحان ترم اول راهنمایی بود.

* از بازیگری فقط شهرتش را می‌دانستم

چگونه انتخاب شدی؟


وزش نسیم همچنان ادامه دارد

طبقه بندی: گزارش،  فرهنگی،  مذهبی، 
برچسب ها: گزارش، سینمایی، مذهبی،  
[ شنبه 25 مهر 1394 ] [ 05:21 ب.ظ ] [ حسین رئیسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 70 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  

درباره وبلاگ


یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، فرحبخش است و دلگشا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، بر همگان می وزد و همه جا .

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، شکوفاینده است و عطرآگین.

نسیم همواره نمیوزد اما هرگاه بوزد ، عطر خوش دوستی را می پراکند و غم و اندوه را می زداید.

نسیم همواره نمی وزد اما هرگاه بوزد ، گیسوان درختان را پریشان می کند و گلها را به رقص می آورد و در این پریشانی و رقص ، آهنگی از جمعیت خاطر و سکون و آرامش نهفته است.

اینک نسیم فرخی آمده است تا هم پای نسیم صبا بوزد و پیام آور مهربانی ها و دوستیها باشد، اگر دلتان خواست خود را به خنکای این نسیم بسپارید و همپای آن تا دوردستهای محبت و شادمانگی ره بسپارید.

نسیم آمده است تا عطر عشق و محبتتان را در آسمان فرخی بپراکند

اینک این شما و این خنکای نسیم.

بهروز باشید و همیشه بهاری





نسیم فرخی مشتاقانه منتظر بهره گیری از اندیشه های سترگ شما خوبان است
تلفنهای ارتباط

03158534573 : داخلی
09132231292 : همراه
رایانامه
raeesi65@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
http://v2.p2up.ir/user/signup/ref:4424